ایرانیان جهان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
با وجود خروج نیروهای آمریکایی از برخی پایگاههای نظامی منطقه، این اقدام در واقع یک چینش مجدد حسابشده است که هدف آن ایجاد تعادلی تازه میان ضرورتهای امنیتی برای حفظ نفوذ راهبردی و ریسکهای عملیاتی ناشی از سیاست داخلی و تنشهای منطقهای است.
بازار ![]()
تصمیم ناگهانی ایالات متحده برای خارج کردن نیروهایش از پایگاههای عینالاسد و ویکتوریا در عراق و استقرار مجدد آنها در اربیل و احتمالاً یک کشور عربی همسایه، تغییر قابلتوجهی در وضعیت نظامی آمریکا در خاورمیانه به شمار میآید.
با وجود ظاهر «خروج»، به نظر میرسد این اقدام در واقع یک چینش مجدد حسابشده باشد که هدف آن ایجاد تعادلی تازه میان ضرورتهای امنیتی برای حفظ نفوذ راهبردی و ریسکهای عملیاتی ناشی از سیاست داخلی و تنشهای منطقهای است. درک اهداف، محرکهای پنهان و پیامدهای مورد انتظار این جابهجایی میتواند به روشنتر شدن چارچوب کلی استراتژی دفاعی آمریکا در خاورمیانه کمک کند.
اهداف جابهجایی نیروهای آمریکا
به گزارش ژئوپولیتیکال مانیتور، هدف اصلی واشنگتن حفظ نفوذ خود در عراق در حالی است که نیروهایش را از خطرات فزاینده ژئوپلیتیکی در خاورمیانه محافظت میکند. با خروج از عینالاسد و ویکتوریا، دو پایگاهی که بارها هدف حملات پهپادی و موشکی نیروهای شبه نظامی قرار گرفتهاند، آمریکا آسیبپذیری نیروهای خود را در برابر حملات نامتقارن کاهش میدهد. علاوه بر حفاظت از نیروها، این مدیریت ریسک هزینههای سیاسی ناشی از تلفات احتمالی را نیز کم میکند؛ تلفات میتواند تنش میان واشنگتن و بغداد را شعلهور کند و آمریکا را درگیر درگیریهای تازه کند.
انگیزه دیگر این است که نیرکی رقیب از مزیت تاکتیکی و نمادین حمله به اهداف نظامی آمریکا در مرکز و غرب عراق محروم شود. چنین حملاتی بر آسیبپذیری آمریکا تأکید کرده و روایت مقاومت را تقویت میکند. واشنگتن با حذف این اهداف ارزشمند، امیدوار است مانع از پیروزیهای رقیب شده و در عین حال انعطاف عملیاتی خود را حفظ کند.
مدیریت فشارهای سیاسی عراق در کنار حفظ دسترسی راهبردی اربیل
در عراق، نخستوزیر محمد شیاع السودانی با فشار فزاینده پارلمان و بخشهایی از جامعه برای پایان دادن به «حضور نظامی خارجی» روبهروست. به نظر میرسد اگر واشنگتن با خروج از عینالاسد و ویکتوریا موافقت کند، بخشی از این فشار کاهش مییابد. در عین حال، آمریکا حضور محتاطانه اما مؤثری در اربیل و دیگر نقاط دارد که به دولت محلی در حفظ حدی از خودمختاری کمک میکند. این فرمول باعث کاهش تنش با دولت مرکزی میشود، در حالیکه توان عملیاتی را حفظ میکند.
با استقرار نیرو در اربیل، ایالات متحده کنترل آتش، تواناییهای اطلاعاتی و نظارتی خود را در سراسر عراق، سوریه و در صورت لزوم همسایگان حفظ میکند. دولت اقلیم کردستان فضایی سیاسی نسبتاً امن ایجاد کرده است که در آن نیروهای آمریکایی بهعنوان متحد نزدیک، و نه اشغالگر، تلقی میشوند؛ این امر به آمریکا امکان میدهد حضوری پایدارتر داشته باشد.
عوامل مؤثر بر این تصمیم
افزایش تهدید شبهنظامیان. محیط عملیاتی در عراق روزبهروز خصمانهتر شده است. نیروهای شبه نظامی در سالهای اخیر بارها پایگاههای آمریکا در بغداد و الانبار را با موشک و پهپاد هدف قرار دادهاند. هرچند سامانههای دفاعی مانند C-RAM و پاتریوت بخشی از تهدید را مهار میکنند، اما بمباران مداوم خطر استقرار نیروها در مناطق مناقشهبرانگیز را برجسته میکند. انتقال به اربیل این خطر را بهطور چشمگیری کاهش میدهد، چرا که حمله به اهداف شمال کردستان هم از نظر سیاسی و هم از نظر لجستیکی برای شبهنظامیان دشوارتر است.
کاهش مشروعیت داخلی حضور آمریکا. ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق به هدفی سیاسی برای جناحهایی تبدیل شده که به دنبال برانگیختن احساسات ملیگرایانه هستند. اعتراضات مردمی و مصوبات پارلمان که خواستار خروج نیروهای خارجیاند، هزینه رو به رشد حضور آمریکا در مرکز عراق را نشان میدهد. با تنظیم استقرار نیروها، واشنگتن این مشکلات را مدیریت میکند بیآنکه اعترافی به شکست راهبردی کرده باشد.
پیامدهای راهبردی
احتمالاً این اقدام آمریکا بهعنوان عقبنشینی و پیروزی نمادین برای رقبا جلوه داده خواهدشد. اما این برداشت مورد تردید است، چرا که واشنگتن عراق را ترک نمیکند؛ بلکه تمرکز خود را بر مناطقی معطوف میسازد که از نظر سیاسی پایدارتر و از نظر نظامی قابل دفاعتر هستند.
خروج از برخی پایگاهها فشار عمومی و پارلمانی را کاهش میدهد و به دولت عراق امتیازی سیاسی و نمادین میبخشد، بیآنکه آمریکا مجبور به خروج کامل شود. این توافق تضمین خواهد کرد که واشنگتن همچنان به دسترسی ضروری به حریم هوایی عراق، تبادل اطلاعات و وظایف مشاورهای محدود ادامه دهد، و همزمان جایگاه داخلی بغداد را نیز تقویت کند.
یک نتیجه غیرمستقیم دیگر در اربیل برای آمریکاییها این است که مانع از حملات ترکیه به گروههای کردی میشود. در شمال عراق، آنکارا بارها به مواضع پکک حمله کرده است. حضور آشکار نیروهای آمریکا محاسبات ترکیه را پیچیدهتر میکند، چرا که واشنگتن بهطور غیررسمی این پیام را میدهد که مناطق کردنشین در حوزه منافع امنیتی آن قرار دارند.
تأثیر ژئوپلیتیکی منطقهای جابهجایی آمریکا
این بازآرایی فقط محدود به عراق نیست. با استقرار نیروها در اربیل، اردن و کویت، ایالات متحده چارچوبی انعطافپذیر ایجاد میکند که میتواند در صورت بروز یک بحران منطقهای به کار گرفته شود و نیروهای آمریکا در اربیل و کشورهای همسایه میتوانند پشتیبانی اطلاعاتی، لجستیکی و حتی زمینی فراهم کنند. این موقعیت این فرصت را ایجاد میکند که واشنگتن همچنان توان ایفای نقش در هرگونه تشدید تنش آتی را خواهد داشت.
در نهایت، از منظر صرفهجویی هزینه و پایداری بلندمدت، این تغییر با هدف کلی واشنگتن برای حفظ نفوذ در خاورمیانه در حالی که هزینه استقرارهای گسترده را کاهش میدهد، همسو است. ردپای سبکتر و متحرکتر آمریکا که در اربیل و کشورهای همسایه پراکنده شده، آسیبپذیری را کاهش میدهد، انعطاف عملیاتی را افزایش میدهد و فشارهای سیاسی را کم میکند.
منیژه موذن