ایرانیان جهان - از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
خبرگزاری آسوشیتد پرس در گزارشی اعلام کرد که ضربالاجل ۶۰ روزه تعیینشده برای پایان دادن به جنگ ایران و دستیابی به توافق هستهای، روز دوشنبه منقضی شد و دو طرف از همیشه از یکدیگر دورتر هستند. بر اساس این گزارش، مذاکرات موجود صرفاً بر بازگشایی تنگه هرمز و لغو محاصره آمریکا متمرکز بوده و هیچ نشانهای از مصالحه بر سر تنگه یا آغاز مذاکرات هستهای جدی وجود ندارد. جمهوری اسلامی ایران با استناد به بند مبهم توافق، کنترل خود بر این آبراه راهبردی را تثبیت کرده است.
آسوشیتد پرس تصریح میکند که آمریکا با «هیچ گزینه خوبی» برای خروج از این جنگ مواجه نیست. پذیرش شروط ایران به معنای اعطای کنترل یک آبراه حیاتی به تهران و اعتراف به شکست است و تشدید جنگ نیز ضمن کاهش بیشتر ذخایر موشکی پیشرفته، اقتصاد جهانی را شوکه کرده و قیمت بنزین را پیش از انتخابات کنگره افزایش میدهد. در نتیجه، هر دو طرف سنگر گرفتهاند به این امید که طرف مقابل زودتر پا پس بکشد، اما تاکنون هیچیک این کار را نکردهاند.
این گزارش با مرور فروپاشی سریع توافق ژوئن یادآور میشود که تنها یک هفته پس از امضا، ایران شلیک به کشتیهایی را که از مسیر تحت نظارت آمریکا در سواحل عمان عبور میکردند آغاز کرد و آمریکا نیز با حملات تلافیجویانه و بازگرداندن تحریمها و محاصره پاسخ داد. نتیجه، بازگشت به چرخه آشنای خشونت و بنبست است. این وضعیت نشان میدهد که یادداشت تفاهم ژوئن نه تنها صلح را تضمین نکرد، بلکه با ابهامهای خود، زمینه را برای تشدید مناقشه بر سر تنگه هرمز فراهم ساخت. اکنون چشماندازی برای پایان این جنگ در افق دیده نمیشود.
روزنامه گاردین در گزارشی اعلام کرد که قیمت بنزین در آمریکا به بالاترین سطح ثبتشده برای ماه اوت رسیده است. بر اساس دادههای انجمن اتومبیل آمریکا (AAA)، متوسط قیمت هر گالن بنزین در روز دوشنبه به ۴.۰۶ دلار رسید که ۵ سنت بیشتر از هفته قبل و یک دلار گرانتر از سال گذشته است. در کالیفرنیا و هاوایی، این رقم به حدود ۵.۵۰ دلار در هر گالن صعود کرده است. این افزایش قیمتها نتیجه مستقیم جنگ ششماهه آمریکا و اسرائیل علیه ایران و مسدود شدن تنگه هرمز است که پیش از جنگ، محل عبور یکپنجم نفت جهان بود.
این گزارش میافزاید که بهای نفت خام برنت در ماه مارس به ۱۱۲ دلار در هر بشکه رسید و اگرچه اکنون به حدود ۸۵ دلار کاهش یافته، اما همچنان ۳۰ درصد بالاتر از سال گذشته است. با فروپاشی مذاکرات صلح و منقضی شدن ضربالاجل ۶۰ روزه دیپلماتیک، قیمتها دوباره روند صعودی گرفتهاند. ترامپ نیز با تهدید عمان به بمباران، و با اعلام اینکه «هیچ جدول زمانی ندارم و عجلهای ندارم»، عملاً هرگونه امید به پایان سریع جنگ را از بین برده است.
گاردین به نقل از کمیته مشترک اقتصادی کنگره گزارش میدهد که آمریکاییها در شش ماه گذشته ۵۶.۴ میلیارد دلار هزینه اضافی بابت بنزین پرداختهاند که معادل ۴۷۷ دلار برای هر خانوار است. در مقابل، هشت شرکت بزرگ نفتی جهان شامل آرامکو، بیپی، شل، شورون و اکسونموبیل، در سهماهه بهار ۹۰ میلیارد دلار سود خالص کسب کردهاند که معادل ۷۰۰ هزار دلار سود در هر دقیقه است. این تضاد فاحش، تصویری تلخ از جنگ طبقاتی ناشی از یک مناقشه نظامی پرهزینه را به نمایش میگذارد. نظرسنجیها نیز نشان میدهد نیمی از آمریکاییها برای تأمین هزینههای زندگی با مشکل مواجهاند.
رسانه های عربی
المیادین در مقاله ای استدلال میکند که تهدید دولت ترامپ برای اعمال فشار و تحریمهای اقتصادی بیشتر علیه ایران، برخلاف تصور واشنگتن، لزوماً به تسلیم تهران منجر نخواهد شد و حتی میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
نویسنده می گوید هدف آمریکا از تحریمهای جدید، کاهش درآمدهای نفتی، محدود کردن مبادلات مالی و تضعیف توان دولت ایران برای تأمین نیازهای داخلی است؛ اما تجربه دو دهه تحریم نشان داده که ایران توانایی قابلتوجهی برای سازگاری و دور زدن محدودیتها دارد. از سوی دیگر، حذف نفت ایران از بازار جهانی میتواند قیمت انرژی و تورم را افزایش دهد، بهویژه در شرایطی که ذخایر نفتی برخی کشورها کاهش یافته است.
نویسنده همچنین بر نقش چین و دیگر شرکای اقتصادی ایران تأکید میکند که منافع راهبردی خود را بهسادگی قربانی تحریمهای آمریکا نخواهند کرد. در نهایت، مقاله معتقد است زمان بیشتر به سود ایران است و واشنگتن احتمالاً برای حفظ وجهه سیاسی خود، بهجای تشدید تحریمها، به دنبال توافقی جدید یا اصلاح توافق قبلی با تهران خواهد بود.
رأی الیوم در مقاله ای تأکید کرد که پایان مهلت ۶۰روزه تفاهم اسلامآباد میان آمریکا و ایران الزاماً به معنای آغاز جنگی جدید نیست، بلکه مرحلهای تازه از رویارویی و چانهزنی را رقم زده است.
به باور نویسنده، ایران ضمن حفظ کانالهای میانجیگری، حاضر نیست تحت فشار آمریکا به مذاکره بازگردد و تلاش میکند از تنگه هرمز بهعنوان اهرم سیاسی و اقتصادی استفاده کند. در مقابل، واشنگتن همچنان بر تحریم، فشار اقتصادی، محاصره دریایی و تهدید نظامی تکیه دارد، اما با افزایش هزینههای انرژی و پیامدهای اقتصادی جنگ با محدودیتهایی روبهروست.
نویسنده سه سناریو را مطرح میکند: تشدید نظامی، ادامه جنگ و مذاکره همزمان بدون توافق، و بازگشت به مذاکرات با تفاهمی جدید. از نگاه او، سناریوی دوم در کوتاهمدت محتملتر است. پایان تفاهم اسلامآباد به معنای پایان دیپلماسی نیست؛ زیرا کانالهای پشتپرده همچنان فعالاند. در نهایت، آینده به میزان تحمل فشار و توان چانهزنی هر دو طرف بستگی دارد و منطقه همچنان در معرض خطر تشدید ناگهانی تنش قرار دارد.
الشرق الاوسط در مقاله ای به انتخابات پاییز در آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت و نوشت: پاییز ۲۰۲۶ فصل مهمی برای سیاست جهانی است؛ زیرا سه انتخابات سرنوشتساز در برزیل، اسرائیل و آمریکا برگزار خواهد شد.
مقاله می افزاید: در برزیل، لولا داسیلوا برای جلوگیری از بازگشت جریان راست افراطی و حفظ دستاوردهای دموکراتیک و اقتصادی خود رقابت میکند و احتمال رویارویی او با فلاویو بولسونارو مطرح است. در اسرائیل، انتخابات کنست میتواند به شکست حزب لیکود و پایان نخستوزیری نتانیاهو منجر شود و زمینه تشکیل دولتی میانهروتر را فراهم کند؛ مسئلهای که بر وضعیت سیاسی و قضایی نتانیاهو نیز اثر خواهد گذاشت. در آمریکا نیز انتخابات میاندورهای کنگره آزمونی برای عملکرد دولت ترامپ خواهد بود. پیروزی دموکراتها میتواند کنترل کنگره را تغییر داده و توان دولت برای تصویب قوانین را محدود کند.
نویسنده تأکید میکند که نتایج این سه انتخابات فقط پیامد داخلی ندارند، بلکه میتوانند توازن قدرت و مسیر سیاست بینالملل را در سالهای آینده تغییر دهند.
رسانه های چین و روسیه
روزنامه روسی «ودوموستی» در گزارشی با عنوان «چگونه جنگ با ایران حضور آمریکا در جهان را کاهش میدهد» نوشت: تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای کاهش مشارکت واشنگتن در رزمایشهای مشترک با کره جنوبی، در شرایطی اتخاذ شده که آمریکا همزمان بخش مهمی از منابع نظامی خود را به خاورمیانه منتقل کرده است.
ترامپ ۱۷ اوت اعلام کرد مشارکت آمریکا در رزمایشهای سالانه با کره جنوبی کاهش خواهد یافت. او هزینههای بالای این رزمایشها و تأثیر آن بر روند گفتوگو با کره شمالی را از دلایل این تصمیم عنوان کرد و روابط خوب خود با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، را نیز مورد اشاره قرار داد. رزمایش امسال ۱۰ روز به طول میانجامد و حدود ۱۸ هزار نیروی کره جنوبی و چند هزار نظامی آمریکایی در آن حضور دارند.
«ودوموستی» با اشاره به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نوشت واشنگتن در حال تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه است و حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی در منطقه مستقر هستند. در همین چارچوب، ناو هواپیمابر «جرج واشنگتن» از شرق آسیا به خاورمیانه منتقل شده تا جایگزین «آبراهام لینکلن» شود؛ اقدامی که به معنای خروج آخرین ناو هواپیمابر آمریکا از آسیا است.
مالک دوداکوف، کارشناس مسائل آمریکا، کاهش رزمایشها را نشانه تشدید اختلافات واشنگتن و سئول دانست و گفت منابع نظامی آمریکا، از جمله سامانههای پاتریوت، از آسیا به خاورمیانه منتقل میشوند. به گفته او، جنگ ایران موجب شده آمریکا بهتدریج مشارکت نظامی خود در شبهجزیره کره را کاهش دهد.
پاول کوشکین، پژوهشگر روس نیز معتقد است تمرکز ترامپ بر خاورمیانه و مسئله ایران، واشنگتن را به کاهش حضور نظامی در مناطق کماولویتتر سوق داده است؛ روندی که میتواند نشانهای از بازتعریف نقش نظامی آمریکا در جهان باشد.
خبرگزاری شینهوا در گزارشی با عنوان «آمریکا گرفتار پیامدهای جنگطلبی خود علیه ایران شده است» نوشت: حدود شش ماه پس از آغاز جنگ ایران، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به نمادی از پیامدهای رویکرد نظامی واشنگتن تبدیل شده است؛ جنگی که ادامه آن، نیروهای آمریکایی را فرسوده، منابع نظامی این کشور را تحت فشار قرار داده و هزینههای فزایندهای بر آمریکا تحمیل کرده، بدون آنکه واشنگتن به نتیجهای تعیینکننده دست یافته باشد.
شینهوا با اشاره به استقرار بیش از ۲۰۰ روزه این ناو در دریا نوشت حدود ۵ هزار ملوان و تفنگدار دریایی آمریکایی در آن حضور دارند و این مدت، رکوردی برای حضور پیوسته یک ناو آمریکایی در دریا محسوب میشود. گزارشهایی درباره کمبود غذا و آب، اختلال در ارسال مرسولات و نبود توقفهای منظم در بنادر منتشر شده و خانواده برخی نظامیان نیز نسبت به خستگی و وضعیت روانی آنها ابراز نگرانی کردهاند.
به نوشته این رسانه، دولت ترامپ این نگرانیها را کماهمیت جلوه داده است. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، گزارشها درباره شرایط ناو را «کاملاً نادرست» توصیف کرد و ترامپ نیز مدت استقرار آن را «اصلاً طولانی» ندانست.
شینهوا همچنین به هزینههای مالی جنگ پرداخت و نوشت پنتاگون حدود ۳۷.۵ میلیارد دلار برای عملیات هزینه کرده و برای جایگزینی تسلیحات مصرفشده به ۶۷ میلیارد دلار دیگر نیاز دارد.
این گزارش در ادامه به پایان مهلت ۶۰ روزه تعیینشده در تفاهمنامه صلح ۱۸ ژوئن میان ایران و آمریکا اشاره کرد و افزود تهران هنوز تصمیمی برای ازسرگیری مذاکرات نگرفته، در حالی که ترامپ خواستار تسلیم ایران شده است.
به نوشته شینهوا، آمریکا تاکنون نه به پیروزی تعیینکننده نظامی دست یافته و نه مسیر روشنی برای حلوفصل دیپلماتیک ایجاد کرده است. رابین نیبلت، رئیس پیشین اندیشکده چتمهاوس، نتیجه جنگ را تاکنون «یک شکست راهبردی و مایه شرمساری» برای آمریکا توصیف کرده است.