ایرانیان جهان - ایسنا / ریچارد هاس، دیپلمات باسابقه آمریکایی، اکنون که جنگ با ایران به بنبست و گزینه فشار اقتصادی رسیده، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری را دومین وزیر جنگ ترامپ معرفی کرده که در دو جبهه میجنگد-یکیبازار اوراق قرضه و دیگری، ایران.
ریچارد هاس، دیپلمات برجسته آمریکایی که سابقه فعالیت در دولتهای دموکرات و جمهوریخواه را در کارنامه خود دارد و بارها از جنگ غیرقانونی و پرهزینه دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا علیه ایران انتقاد کرده، در یادداشتی این جنگ را گزینه هولناکی توصیف میکند که به شکل بدی اجرا شد و پس از شش ماه به هیچ یک از اهداف اعلامی برای آن دست نیافت.
هاس که پیشتر رئیس شورای روابط خارجی نیز بود، در یادداشتی در پلتفرم ساب استک نوشت: پیت هگست، اولین وزیر جنگ خودش را با تشویق به جنگ ایران، سوزاندن مهمات، بیگانهسازی متحدان، تضعیف یکپارچگی ارتش و وسواس نسبت به تستهای تستوسترون نظامیان آمریکایی سرگرم کرده است. پس معلوم میشود که بسنت در حال جنگیدن در دو جبهه است: یکی علیه بازار اوراق قرضه، دیگری علیه ایران.
متاسفانه برای او و برای ما، هیچ چیز آنطور که برنامهریزی شده پیش نمیرود. تلاش جدی برای کاهش بازده اوراق قرضه بلندمدت مستلزم کاهش تورم است، چه از طریق افزایش نرخهای بهره کوتاهمدت توسط فدرال رزرو، چه از طریق پایان دادن به جنگ ایران و در نتیجه کاهش هزینههای انرژی. یک رویکرد مکمل، کاهش رشد بدهی ۴۰ تریلیون دلاری ماست، چه از طریق افزایش درآمدها (از طریق نرخهای بالاتر مالیات بر عایدی سرمایه یا مالیات شرکتی، همراه با سازماندهی و تامین بودجه کامل سازمان مالیاتی)، چه از طریق کاهش هزینههای دولت، یا انجام دادن همه موارد فوق. افسوس که سیاستگذاری جدی این روزها رواج ندارد، یعنی در خزانهداری وزیری داریم که بهوضوح جدیتی در کارش ندارد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا در نشست خبری اعلام کارزار تحریمی جدید علیه ایران، ۲۴ اوت ۲۰۲۶
با وجود این که پس از راهاندازی کارزار تحریمی جدید دولت ترامپ علیه ایران، تحلیلگران در گزارشهای رسانهای گفتهاند فشار اقتصادی تغییری در موضع مذاکراتی ایران ایجاد نخواهد کرد، چرا که ایران خود را برای تابآوری جنگی طولانی و روش دور زدن تحریمها آماده کرده کرده است، هاس درباره اثر جنگ اقتصادی علیه ایران و عملکرد بسنت در آن مدعی شد: جنگ دوم بسنت علیه ایران است، اگرچه بخش زیادی از آن شامل تهدید علیه کسانی است که با تهران تجارت میکنند، کشورهایی که از دوستان و شرکای تجاری(آمریکا) مانند هند و امارات متحده عربی گرفته تا رقبایی مانند چین را شامل میشود. البته چین تمایل و توانایی خود را برای پاسخ به جنگ اقتصادی آمریکا با قطع مواد معدنی کمیاب موردنیاز نشان داده است. تمام اینها به این معنی است که تحریمهای ثانویه و تعرفههای بسنت احتمالا چندان پیش نخواهد رفت، البته اگر به طوری کلی راه به جایی ببرد.
شکست محتمل تلاش ترامپ برای احیای دیپلماسی با کره شمالی
هاس همچنین در یادداشت خود تحلیل کرده است که دونالد ترامپ، با ناکامی در جنگ ایران اکنون با سیاست مجموع صفر به دنبال احیای دیپلماسی با رهبر کره شمالی با اهدافی نامشخص و به بهای تضعیف اتحاد دیرینه با سئول و تضعیف بازدارندگی آمریکا در شبهجزیره کره است.
او درباره تمایل اخیر ترامپ به برقراری روابط نزدیکتر با کره شمالی نوشت: ترامپ بار دیگر علاقه خود را به دیدار با کیم جونگ-اون، رهبر کره شمالی ابراز کرده است. اما خواهر کیم، که یکی از نزدیکترین مشاوران اوست، عملا آب پاکی را روی دست او ریخت. چه این نشانهای از بیعلاقگی باشد یا یک تاکتیک چانهزنی، دو سوال فوری مطرح میشود که ترامپ انتظار دارد مذاکرات با کیم به کجا برسد؟ و چگونه قصد دارد به هدف خود دست پیدا کند؟
هدف قبلی ترامپ یعنی خلع سلاح هستهای کره شمالی شکست خورد و اکنون کلاهکها به ۵۷ عدد افزایش یافته است. کیم معتقد است امنیتش به بازدارندگی هستهای وابسته است و از حملات آمریکا به ایران و عراق درس گرفته، ناتو لیبی را پس از تسلیم هستهای بمباران کرد و روسیه به اوکراین پس از واگذاری زرادخانه زمان اتحاد جماهیر شوروی در ازای تضمینهای امنیتی که محقق نشد، تجاوز کرد. همچنین کیم میداند که اهمیت بینالمللی او و کشورش به زرادخانه هستهای در حال گسترش پیونگیانگ گره خورده است.
به باور هاس، ترامپ در ارتباط با کره شمالی دو عامل را اغراق میکند و نسبت به آن دچار توهم است: یکی تاثیر دیپلماسی شخصی که تاریخ بیشتر خلاف آن را نشان میدهد و دیگری جذابیت توسعه اقتصادی برای کیم که در واقع تداوم حکومت خود را بر رفاه مردم ترجیح میدهد و باز شدن درهای کشور را تهدیدی برای جایگاهش در قدرت میداند. در نتیجه خلع سلاح ناممکن است، اما کنترل تسلیحات به معنای محدودیتهایی در کمیت و کیفیت موشکها و تسلیحات هستهای قابل بررسی است، هرچند با مخاطرات مشروعیت بخشیدن به خروج کره شمالی از پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی(انپیتی) همراه است و باعث نگرانی کره جنوبی و ژاپن میشود. همچنین مطرح کردن حمایت کره شمالی از روسیه در اوکراین اگرچه ارزش آزمودن را دارد اما بعید است با توجه به گزارشهای رسانهای درباره کمکهای هستهای و موشکی روسیه به پیونگیانگ در ازای کمکهای نظامی کره شمالی به مسکو در جنگ اوکراین تاثیری داشته باشد.
دستاوردسازی در کره شمالی به بهای تضعیف اتحاد با کره جنوبی
رئیس پیشین شورای روابط خارجی درباره رویکرد اشتباه ترامپ نسبت به روابط با سئول و پیامدهای آن برای شبهجزیره کره نوشت: کره جنوبی متحد حیاتی آمریکاست که از یک حکومت اقتدارگرا، فاسد و فقیر به چهاردهمین اقتصاد بزرگ جهان و دموکراسی پویا تبدیل شده است. ترامپ این رابطه را مجموع صفر میبیند و گمان میکند قربانیکردن کره جنوبی به اهدافش با کره شمالی کمک میکند، درحالیکه برعکس است. او با وجود توافق تجارت آزاد، تعرفه اعمال کرده، سامانههای دفاع موشکی را با وجود تهدید کره شمالی از این کشور خارج نموده و رزمایش نظامی بزرگ با کره جنوبی را بهدلیل هزینه و تحریکآمیز بودن آن برای پیونگیانگ، محدود کرده است.
انگیزه ترامپ مشخص نیست؛ شاید او بهدنبال موفقیتی در سیاست خارجی برای پوشاندن شکست ایران است یا به دلیل خودداری کره جنوبی از کمک به جنگ غیرقانونی آمریکا علیه ایران که با آن مخالف است و به قیمت بالای انرژی و کمبود مواد اولیه انجامیده، از روی حرص رفتار میکند. اما واضح است که او درک نمیکند بازدارندگی نیازمند دفاع قابلاعتماد است، این رویهای خطرناک است، چراکه ۲۸ هزار سرباز آمریکایی در کره جنوبی مستقر هستند و آمریکا متعهد به دفاع از آنهاست.
هاس در پایان نوشت: تلاش دیپلماتیک ترامپ برای خلع سلاح کره شمالی شکست میخورد و دیپلماسی یکجانبه و غافلگیرکنندهاش برای کره جنوبی، اعتبار تضمینهای امنیتی آمریکا را تضعیف میکند. نتیجه این رویکرد میتواند دو کره هستهای باشد و چشمانداز جنگ در شبهجزیره کره را پس از ۷۵ سال افزایش دهد. بدتر اینکه احیای شرایط ثبات هستهای دوران جنگ سرد تقریبا غیرممکن است و این خطر استفاده از سلاح هستهای برای اولین بار از ۱۹۴۵ را افزایش میدهد.