ایرانیان جهان - تحریم های آمریکا علیه ایران، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را در وضعیتی دشوار قرار داده است؛ آنها یا باید به محدودیت های مالی واشنگتن تن بدهند یا روابط سیاسی، اقتصادی با تهران را حفظ کنند.
یادداشت مهمان، نیروانا مهرآیین: واشنگتن با آغاز مرحلهای جدید از فشارهای اقتصادی علیه تهران، دامنه تحریمها را از داخل ایران فراتر برده و شبکههایی را هدف گرفته است که خارج از ایران به انتقال نفت، جابهجایی درآمدهای نفتی، حملونقل دریایی و واسطهگری مالی مشغولاند. بر اساس سیاست تازه آمریکا، شرکت ها و اشخاصی که به همکاری با این شبکههای تحریمشده ادامه دهند، ممکن است با محدودیتهای مالی شدیدی و خطر از دست دادن دسترسی به نظام بانکی بینالمللی روبهرو شوند. همین مسئله، مراکز تجاری و مالی منطقه را که در سالهای اخیر نقش مهمی در تجارت با ایران داشتهاند، در موقعیتی حساس قرار داده است.
فشار جدید واشنگتن در حالی اعمال میشود که بخش قابلتوجهی از تجارت خارجی ایران در طول دهههای گذشته از طریق مراکز تجاری منطقه انجام شده است. کالاهای الکترونیکی، تجهیزات صنعتی، محصولات مصرفی و کالاهای کشاورزی از جمله اقلامی هستند که بخشی از آنها از طریق تجارت مجدد وارد بازار ایران شدهاند. اکنون تحریمهای تازه میتواند هزینه این مبادلات را افزایش دهد و شرکتهای منطقه را وادار کند بین ادامه فعالیت در بازار ایران و حفظ دسترسی خود به نظام مالی جهانی یکی را انتخاب کنند.
مواضع متفاوت در خلیج فارس
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس واکنشهای متفاوتی به تحولات اخیر نشان دادهاند. برخی از آنها پس از تشدید حملات و تهدیدهای امنیتی علیه زیرساختها و مسیرهای کشتیرانی، موضعی سختتر نسبت به تهران اتخاذ کردهاند. در مقابل، برخی دیگر همچنان بر ضرورت حفظ کانالهای سیاسی و دیپلماتیک تأکید دارند و میکوشند میان تعهدات مالی بینالمللی و ادامه تماس با ایران فاصلهای معقول ایجاد کنند. این تفاوت رویکرد، ریشه در محاسبات امنیتی و اقتصادی هر کشور دارد.
اقتصاد منطقه و تحریم ها
اقتصاد کشورهای منطقه به تجارت جهانی، سرمایهگذاری خارجی، بازارهای مالی بینالمللی و ارتباط با بانکهای بزرگ جهان وابسته است و همین وابستگی، امکان نادیده گرفتن تحریمهای آمریکا را بهشدت کاهش میدهد. بااینحال، قطع کامل ارتباط با تهران نیز برای بسیاری از این کشورها گزینهای پرهزینه محسوب میشود؛ بهویژه در شرایطی که امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نگرانیهای منطقه است. یکی از نخستین حوزههایی که ممکن است از تحریمهای جدید آسیب ببیند، تجارت منطقهای است. مراکز تجاری حاشیه خلیج فارس طی دههها به یکی از مسیرهای اصلی ورود کالا به ایران تبدیل شدهاند.
شرکتهای فعال در این مناطق با تغییر مسیرهای معاملاتی یا بازنگری قراردادها روبهرو خواهند شد. آیا واقعاً این تغییرات به شکل پایدار باقی خواهند ماند یا به سرعت دگرگون خواهند شد؟ به هر حال، چشمانداز تجارت منطقه هنوز با تردید و پارهای از سردرگمی همراه است.
این کشورها بیش از هر بازیگر دیگری در منطقه از پیامدهای مستقیم تشدید تنش میان ایران و آمریکا آسیب میبینند؛ از افزایش هزینههای تجارت و انرژی گرفته تا ناامنی در مسیرهای کشتیرانی و افزایش خطر درگیری در نزدیکی مرزهایشان. بههمیندلیل، قرار گرفتن کامل در صف فشار علیه ایران لزوماً به معنای افزایش امنیت کشورهای منطقه نیست.
بالعکس، هرچه کانالهای ارتباطی با تهران محدودتر شوند، امکان مدیریت بحران و جلوگیری از سوءتفاهم نیز کاهش مییابد. در شرایطی که بخش مهمی از امنیت خلیج فارس به رفتار متقابل کشورهای ساحلی وابسته است، حفظ گفتوگو میتواند از معدود ابزارهای موجود باشد تا مانع تبدیل یک بحران سیاسی به درگیری نظامی گسترده شویم. برای کشورهای عربی منطقه، ایران دیگر یک قدرت دور دست نیست که بتوان آن را فقط با ابزارهای اقتصادی تحت فشار قرار داد. ایران بخشی از معادله امنیتی خلیج فارس است.
جغرافیای مشترک، تنگه هرمز، مسیرهای انرژی و نزدیکی بنادر و زیرساختهای حیاتی، میگوید هرگونه رویارویی گسترده پیش از آن که به ایران یا آمریکا آسیب بزند، تبعاتش را به کشورهای همسایه منتقل میکند. ازاینمنظر، حفظ روابط سیاسی و امنیتی با تهران میتواند به کشورهای منطقه امکان دهد در زمان بحران بهطور مستقیم با طرف ایرانی گفتوگو کنند و از تشدید تنش جلوگیری کنند.
در واقع سیاستی متوازن در قبال تهران میتواند برای کشورهای منطقه سودمندتر از پیروی کامل از سیاست فشار باشد؛ به این معنا که ضمن رعایت تعهدات بینالمللی و جلوگیری از قرار گرفتن شرکتها و بانکها در معرض تحریم، روابط سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی مشروع با ایران حفظ شود.
همچنین افزایش فشار همراه با بسته شدن مسیرهای دیپلماتیک و اقتصادی، انگیزه بیشتری برای تهران ایجاد میکند تا از ابزارهای غیرمتعارف برای حفاظت از منافع و امنیتش استفاده کند. در چنین شرایطی، نخستین کسانی که اثرات بیثباتی را احساس میکنند همسایگان ایران خواهند بود، بهویژه کشورهای خلیجفارس. کشورهای خلیجفارس قادر نخواهند بود در این مناقشه از آن کنار بمانند. زیرساختهای انرژی و نبود مسیرهای تجاری زمینی در کنار وابستگی این کشورها به دریا، به معنای این است که یک درگیری طولانیمدت میان آمریکا و ایران بیشک بر کل منطقه اثر خواهد گذاشت.