ایرانیان جهان - ایسنا /یک مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا هشدار داد توافق همکاری هستهای جدید واشینگتن و ریاض که هماکنون در کنگره در حال بررسی است، حاوی خطرات جدی برای اشاعه سلاحهای هستهای است و باید با تضمینهای سختگیرانهتر همراه شود.
«اریک بروور»، معاون بخش امنیت مواد هستهای در سازمان «ابتکار عمل تهدید هستهای» و از مقامهای پیشین شورای امنیت ملی و شورای اطلاعات ملی آمریکا، در مقالهای که در مجله فارین پالسی منتشر کرد با اشاره به ادعای وزیر انرژی ایالات متحده درباره توافق همکاری هستهای ایالات متحده و عربستان عنوان میکند، توافق همکاری هستهای جدید میان آمریکا و عربستان سعودی که برای بازبینی اجباری در اختیار کنگره قرار گرفته به ادعای کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، بالاترین استانداردهای ایمنی و عدم اشاعه هستهای را رعایت میکند؛ ادعایی که به گفته بروور با متن واقعی توافق همخوانی ندارد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز در شبکههای اجتماعی ادعا کرده است که تحت این توافق هیچ «غنیسازی» در عربستان انجام نخواهد شد. اما بروور تأکید میکند هر کسی که متن توافق را بخواند، با دیدن بندی درباره مطالعه دو ساله امکانسنجی غنیسازی اورانیوم در عربستان شگفتزده خواهد شد؛ فناوری که میتواند هم برای تولید سوخت راکتور و هم برای ساخت بمب اتمی به کار رود. علاوه بر این، توافق، عربستان را ملزم به پذیرش «پروتکل الحاقی» — مجموعهای از بازرسیهای بینالمللی تقویتشده که فعالیتهای پنهان هستهای را آشکار میکند — نمیکند. بروور این شرایط را بهویژه با توجه به تهدیدهای گذشته مقامهای سعودی برای دستیابی به سلاح هستهای به بهانه برنامه هستهای غیرنظامی ایران، نگرانکننده میداند.
ادعای «جعبه سیاه» و شروط سهگانه
دولت ترامپ این توافق را فرصتی چند میلیارد دلاری برای شرکتهای هستهای آمریکا معرفی کرده و مقامهای آن مسیر رسیدن به غنیسازی را کماهمیت جلوه داده و مدعیاند که اگر هم غنیسازی رخ دهد، سالها بعد از طریق یک تأسیسات موسوم به «جعبه سیاه» و تحت مالکیت و اداره آمریکا در عربستان انجام خواهد شد. به گفته بروور، دولت آمریکا استدلال میکند چون خودش برنامه را کنترل میکند و اجازه اشاعه نخواهد داد، کاستیهای توافق در زمینه عدم اشاعه اهمیتی ندارد.
بروور این استدلال را قابل بررسی میداند و مینویسد: برای موفقیت این شرطبندی، سه چیز باید درست باشد. نخست، این ترتیب که بهطور غیررسمی «توافق ۱۲۳» نامیده میشود، باید واقعاً یک شراکت انحصاری باشد که آمریکا تصمیم میگیرد چه کسی میتواند در آن مشارکت کند. مقامهای آمریکایی گفتهاند این توافق واشنگتن را «شریک انتخابی» ریاض میکند، اما متن توافق تنها «تمایل» عربستان به همکاری با آمریکا را بیان میکند و متعهد میشود که این کشور فناوری هستهای را از شرکای واجد شرایط آمریکایی بخرد. این توصیفها مشخص نمیکند که آمریکا و نمایندگانش تنها شرکای قابل انتخاب ریاض هستند. اگر در متن توافق روزنهای وجود داشته باشد، عربستان میتواند در صورت امتناع واشنگتن، خودش یا با کمک طرف ثالث به سراغ غنیسازی برود.
دوم، آمریکا باید بتواند به تعهدات خود عمل کند؛ یعنی ساخت راکتورهای بزرگمقیاس در عربستان با زمانبندی و بودجه معقول، که با توجه به تجربه محدود صنعت آمریکا کار کوچکی نیست. محتملترین گزینه، مدل AP۱۰۰۰ شرکت وستینگهاوس است. بروور یادآوری میکند که راکتورهای این شرکت در چین و آمریکا با تأخیر، فراتر از بودجه و حتی ورشکستگی شرکت همراه بودند و معلوم نیست وستینگهاوس بتواند عملکرد خود را بهبود دهد. تأخیر و هزینه اضافی در پروژه عربستان، تلاش واشنگتن برای جا انداختن خود بهعنوان بازیگر جدی بازار جهانی راکتور — که یکی از اصلیترین نقاط فروش این توافق است — تضعیف میکند و به ریاض اهرم فشار میدهد تا در ازای تهدید به رفتن به سراغ گزینههای دیگر، خواستار آزادی عمل بیشتر در غنیسازی شود.
سوم و مهمتر از همه، آمریکا باید عدم اشاعه را در رابطه خود با عربستان و در سیاست کلیاش در اولویت قرار دهد. بروور مینویسد:« همان متنی که به واشنگتن قدرت نه گفتن به غنیسازی در عربستان را میدهد، قدرت بله گفتن را هم میدهد. و اگرچه تأسیسات "جعبه سیاه" آمریکا بر داشتن این فناوری توسط ریاض ترجیح دارد، این رویکرد خودش خطراتی دارد: چه میشود اگر عربستان مخفیانه فناوری را بدزدد یا تأسیسات را تصاحب کند؟»
نگرانی از فرسایش هنجارهای جهانی
بروور هشدار میدهد که دیپلماسی معاملهمحور ترامپ و تمایلش به معرفی توافقها بهعنوان اشتغال و پول برای آمریکا، میتواند او را به سمت به حاشیه راندن هر چه بیشتر مساله عدم اشاعه سوق دهد. او یادآوری میکند که ترامپ پیشتر آمادگی خود را برای اجازه دادن به کره جنوبی برای غنیسازی اورانیوم در چارچوب پروژه زیردریایی هستهای — ظاهراً در ازای سرمایهگذاری سئول در کشتیسازی آمریکا — نشان داده است و تصور سناریویی مشابه با عربستان پس از پایان مطالعه امکانسنجی غنیسازی در دو سال آینده آسان است.