شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵
اخبار ایران

پاتک ۳ روزه به ضرب الاجل ۱۴ روزه؛ کنایه همتی به بسنت

پاتک ۳ روزه به ضرب الاجل ۱۴ روزه؛ کنایه همتی به بسنت
ایرانیان جهان - خراسان/رئیس کل بانک مرکزی در کنایه اخیر خود به وزیر خزانه داری آمریکا، تهدید بسنت را علیه خود وی به کار گرفت. ماجرا چیست؟ وقتی روز پنج شنبه ۱۶ مهرماه، عبدالناصر ...
  بزرگنمايي:

ایرانیان جهان - خراسان /رئیس کل بانک مرکزی در کنایه اخیر خود به وزیر خزانه داری آمریکا، تهدید بسنت را علیه خود وی به کار گرفت. ماجرا چیست؟
وقتی روز پنج شنبه ۱۶ مهرماه، عبدالناصر همتی پس از روزها التهاب در بازار ارز و جوسازی‌های سنگین رسانه‌های غربی در برابر دوربین خبرنگاران قرار گرفت، جمله‌ای کوتاه اما پرمعنا بر زبان آورد: «آقای بسنت، فقط سه روز دیگر وقت داری.» این کنایه مستقیم رئیس‌کل بانک مرکزی ایران به اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، تنها یک کری خوانی مقطعی نبود، بلکه یکی از نقاط اوج پاتک ادراکی-عملیاتی به کارزار گسترده‌ای محسوب می‌شود که واشنگتن در جنگ اخیر با ایران به کار گرفته و البته در چند هفته اخیر به شکل واضح تری اتاق فرمان آن به وزارت خزانه داری آمریکا منتقل شده است.
سناریوی خزانه‌داری: محاصره کامل و ادعای «دو هفته تا پایان»
۵ مهرماه (۲۷ سپتامبر) بود که وزیر خزانه داری آمریکا در مصاحبه ای با فاکس نیوز، از راهبرد موسوم به طرد اقتصادی رونمایی کرد. بسنت با تکیه بر ادبیاتی تهاجمی مدعی شد که واشنگتن با انسداد مسیرهای مالی و نفتی، تهران را در موقعیتی قرار داده که حداکثر دو هفته با تحویل آخرین محموله های در حال انتقال، دیگر هیچ منبعی برای صادرات نفت نخواهد داشت. همچنین رسانه های آمریکایی به نقل از وی مدعی شدند که اقتصاد ایران در این مدت به فروپاشی کامل می رسد.
از سوی دیگر، در هفته های اخیر مانورهای روانی پیرامون بسته‌شدن کامل حریم هوایی و قطع ارتباطات لجستیکی ایران با جهان کلید خورد تا هراس عمومی به عنوان کاتالیزور جهش نرخ ارز عمل کند.
این دکترین بر یک پیش‌فرض استوار بود: استفاده از «شوک شناختی کوتاه‌مدت» برای قفل کردن بازارها و تحمیل هزینه‌های سنگین به جامعه، پیش از آنکه واقعیت‌های تجاری بتوانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.
دیپلماسی کوانت‌ها؛ ورود به حیاط‌خلوت تحلیل‌گران مالی وال‌استریت
ادعاهای بسنت که هدف ایجاد فشار روانی و تسریع انتظارات منفی در بازار ایران را دنبال می کرد، در شرایطی مطرح شد که در ماه های سپری شده در جنگ اخیر، تحول مهمی در شیوه پیام رسانی ایران رخ داده است. از آن جایی که یک هدف مهم ایران در این جنگ برای ایجاد بازدارندگی، کشاندن میدان نبرد به اقتصاد و بازارهای مالی آمریکا و سپس مردم آمریکا بود، حساب کاربری رئیس مجلس با ورود به عرصه دیپلماسی کوانت ها، این مسیر نبرد را تا ذهن نخبگان مالی آمریکا پیمود.
اصطلاح «کوانت» (Quant) در ادبیات مالی غرب، به تحلیل‌گران محاسباتی و داده‌محوری اطلاق می‌شود که بر اساس مدل‌های پیچیده ریاضی و الگوریتم‌های اقتصادسنجی، رفتار بازار سهام، اوراق قرضه و انرژی را پیش‌بینی و دادوستد می‌کنند. در طی این مدت، حساب کاربری محمدباقر قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس، نه به سبک خطابه‌های سیاسی تکراری، بلکه دقیقاً به همین زبان کوانت‌ها سخن گفت تا هزینه تصمیمات واشنگتن را مستقیماً پیش چشم معامله‌گران وال‌استریت محاسبه کند.
این راهبرد ۷ ماهه در هفته‌های بحرانی اخیر و تا پس از ادعای بسنت درباره فروپاشی اقتصاد ایران به اوج رسید:
۱۳ سپتامبر: کنایه تصویری با کارتون سیمپسون‌ها به قیمت ۹.۹۹ دلاری سوخت دیزل در کالیفرنیا، هشداری نسبت به جهش تورم انرژی در حیاط‌خلوت آمریکا بود. (در این کارتون، با سرریز شدن ارقام نمایشگر دیجیتال پمپ‌بنزین و ناتوانی تابلو در نمایش ارقام بالاتر، شمارشگر صفر می‌شود و شخصیت اصلی با طنز می‌گوید سوخت «رایگان» شده است!)
۱۶ سپتامبر: انتشار فرمول مشهور «قاعده تیلور گلوگاه‌ها» (Straits Taylor Rule)، تئوری‌های سیاست پولی فدرال‌رزرو را نشانه رفت: منطق فرمول ریاضی که در این پیام آمده بود، صریح بود: فدرال‌رزرو نمی‌تواند تورم ناشی از ریسک ژئوپلیتیک تنگه هرمز و باب‌المندب (و کمبود نفت) را صرفاً با بالا بردن نرخ بهره مهار کند؛ متغیر کلیدی در دست تهران است.
۲۴ سپتامبر: هشدار علنی درباره صعود بازدهی اوراق ۱۰ساله خزانه‌داری آمریکا به ۵.۱ درصد و یادآوری خطر رکود تورمی دهه ۱۹۷۰.
۳۰ سپتامبر: انتشار نمودار «مسیر تنش اقتصادی» (Trajectory of Stress) و «میم کایوت لونی‌تونز»، بن‌بست محاسباتی کاخ سفید را عیان ساخت. (در این توئیت تصویری از کایوت نمایش داده شده که مسحور ساعت شمارش معکوس شده و بدون توجه به پرتگاه، به جلو می‌رود. پیام واضح بود: واشنگتن چنان غرق شمارش معکوس پایان ایران است که متوجه نیست زمین زیر پایش در حال فرو ریختن است.)
این دیپلماسی محاسباتی تاکنون بازتاب های زیادی هم در غرب داشته است؛ برخی تحلیل‌گران غربی نیز به این پیام‌ها واکنش نشان دادند. از جمله فیلیپ پیلکینگتون (اقتصاددان کینگستون) نوشت که «قالیباف می‌گوید ایران نرخ بهره حقیقی و شاخص‌های اقتصادی آمریکا را دیکته می‌کند و البته که کاملاً حق با اوست.» همچنین آرنو برتراند، تحلیلگر برجسته ژئوپلیتیک، با اشاره به خلاقیت ارتباطی ایران اظهارکرد: «تاکنون ندیده بودم کشوری با یک معادله ریاضی کشور دیگری را تهدید کند؛ قالیباف رسماً نشان داد که ایران در حال تعیین سیاست‌های پولی بانک مرکزی آمریکاست.» پروفسور فرانسوا بالو، استاد دانشگاه یو‌سی‌ال لندن با مقایسه توئیت ترامپ و قالیباف نوشـت: «اگر آمریکایی بودم، از این که سیاستمداران کشور دشمن تا این حد از رئیس‌جمهور خودم باسوادتر، باهوش‌تر و مطلع‌تر از اقتصاد هستند، احساس شرمساری و نگرانی می‌کردم.»
چگونه تهدید بسنت علیه خودش به کار گرفته شد؟
پس از ادعاهای اخیر بسنت، اگر چه آمریکا تلاش کرده تا حلقه تحریم و محاصره را تنگ تر کند، اما واقعیت میدان نشان داد که تحقق این ادعاها برخلاف تصور اصلاً آسان نیست. به عنوان مثال، در حال حاضر گزارش ها نشان می دهد که پروازهای ایران و پاکستان و عراق ازسر گرفته شده است. از سوی دیگر اظهارات منابع آگاه نشان می دهد که بازه اتمام نفت روی آب برای صادرات به چین فراتر از موعد دوهفته ای ادعایی بسنت است و حتی با اتمام این ذخایر، جریان درآمد نفت ایران به دلیل فاصله زمانی صادرات تا وصول درآمد نفت تاکنون، در ماه های آتی ادامه خواهد یافت.
با تکیه بر چنین واقعیاتی بود که در پی اوج گیری انتظارات تورمی در روزهای گذشته و در جریان شوک ارزی، بانک مرکزی توانست با ورود فعال در بازار و تأمین ارز نیازهای جاری، جلوی فوران بیشتر انتظارات و قفل شدن اقتصاد را بگیرد. هر چند این روند کماکان نیازمند مراقبت و اصلاحات ساختاری بیشتر است.
در نهایت نیز نوبت به همتی رسید تا در جنگ ادراکی، پاسخ رسمی بانکی به جنگ شناختی خزانه داری آمریکا را بدهد. بسنت در ابتدای این ماجرا برای خود یک ساعت‌شمار دوهفته‌ای کوک کرده بود تا با ایجاد هراس، سقوط بازارها در تهران را تسریع کند؛ اما وقتی زمان سپری شد و هیچ‌یک از پیش‌بینی‌ها لااقل آن‌گونه که وی مدعی بود محقق نشد، عبدالناصر همتی با بیان کنایه «فقط سه روز دیگر وقت داری»، دقیقاً همان ساعت‌شمار را به سوی خود بسنت برگرداند.
روند رویدادها در روزهای گذشته دو موضوع مهم را عیان ساخت: نخست، به افکار عمومی داخلی و بازارها نشان داد که ضرب‌الاجل حریف سپری شده و چیزی جز یک ادعای تبلیغاتی که تاکنون محقق نشده نبوده است. دوم، در مقیاس بین‌المللی، وزیر خزانه‌داری آمریکا را در موقعیتی قرار داده که اکنون باید به وال‌استریت و منتقدانش توضیح دهد چرا بعد از انقضای وعده دوهفته‌ای، اقتصاد ایران نه‌تنها فرو نپاشیده، بلکه توانسته است کارکردهای حیاتی خود را حفظ کند.
درمجموع، به رغم فشارهای سنگین اقتصادی آمریکا، واقعیات میدان بیش از پیش همراه بودن ادعاهای طرف مقابل را با عملیات روانی نشان داده و مشخص می کند که ادعای فروپاشی سریع اقتصاد ایران ظرف دو هفته تا این لحظه محقق نشده است. بانک مرکزی در کنار ساختار دفاعی کشور، با ترکیبی از پیام‌رسانی هدفمند و مدیریت نسبی بازار ارز توانسته است از تبدیل شدن این ضرب‌الاجل به نماد پیروزی حریف جلوگیری کند. همزمان، تداوم فشار بر اقتصاد آمریکا (از جمله نرخ‌های بهره بالاتر و قیمت سوخت) نیز مشاهده می‌شود که مطلوب سناریوهای تقابلی ایران است. با این حال، جنگ اقتصادی و ادراکی همچنان ادامه دارد و عبور موفق از آن بیش از هر چیز به تقویت تاب‌آوری داخلی و هوشمندی در برابر عملیات روانی دشمن وابسته است.


نظرات شما