شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
قاره آمریکا

مهر بررسی کرد؛

نوسان‌گیری در قدرت؛ ترامپ و اطرافیانش چگونه از بحران‌سازی سود می‌برند؟

نوسان‌گیری در قدرت؛ ترامپ و اطرافیانش چگونه از بحران‌سازی سود می‌برند؟
ایرانیان جهان - افشای معاملات صدها میلیون دلاری ترامپ در سه ماهه نخست امسال نشان می‌دهد آشوب سیاسی برای او نه ابزار فشار، بلکه بازاری پرنوسان است که خود، خانواده و اطرافیانش می‌توانند از آن سود ببرند.
  بزرگنمايي:

ایرانیان جهان - افشای معاملات صدها میلیون دلاری ترامپ در سه ماهه نخست امسال نشان می‌دهد آشوب سیاسی برای او نه ابزار فشار، بلکه بازاری پرنوسان است که خود، خانواده و اطرافیانش می‌توانند از آن سود ببرند.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: به تازگی انتشار اسناد مالی سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶، پرسشی جدی را دوباره پیش کشید و آن اینکه آیا ترامپ در مقام رئیس‌جمهور، سیاست‌ورزی می‌کند یا از قدرت نوسان می‌گیرد؟ طبق گزارش رویترز، او در این دوره دست‌کم ۲۲۰ تا حدود ۷۵۰ میلیون دلار معامله در سهام و اوراق شرکت‌های بزرگ آمریکایی داشته است؛ شرکت‌هایی که بسیاری از آن‌ها از تصمیمات دولت تاثیر می‌پذیرند.
از نگاه کارشناسان، ترامپ با مواضع متناقض درباره جنگ، تعرفه، مذاکره – همانند مذاکرات اخیر و جاری با ایران- بازارها را دچار شوک می‌کند، در حالی که خود او، خانواده و اطرافیانش در همان بازارها ذی‌نفع‌اند.
ثروت‌سازی از قدرت؛ ترامپ، خانواده و الیگارش‌های نزدیک
بسیاری بر این باورند که بازگشت ترامپ به کاخ سفید فقط یک رخداد سیاسی نبود؛ برای خود او، خانواده‌اش و حلقه‌ای از میلیاردرهای نزدیک به قدرت به فرصتی بزرگ برای افزایش ثروت و نفوذ مالی تبدیل شد. مسئله اصلی این نیست که ترامپ یا اطرافیانش ثروتمندند؛ مسئله این است که در دوره او، مرز میان قدرت عمومی، منفعت خصوصی، برند خانوادگی و منافع بازار به‌طرزی بی‌سابقه مخدوش شده است.
۱ . رئیس‌جمهوری با ثروت رو به افزایش و منافع درهم‌تنیده
برآوردهای فوربز نشان می‌دهد ثروت ترامپ در سال ۲۰۲۶ به حدود ۶.۵ میلیارد دلار رسیده است؛ یعنی حدود ۱.۴ میلیارد دلار بیشتر از سال قبل. این ارقام، حتی اگر دقیق و نهایی نباشند، نشان می‌دهند بازگشت ترامپ به قدرت با جهشی بزرگ در ثروت شخصی او همراه بوده است.
در کنار این افزایش ثروت، اسناد افشای مالی جدید نشان می‌دهد ترامپ در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ دست‌کم ۲۲۰ میلیون دلار معامله در اوراق و سهام شرکت‌های آمریکایی داشته و ارزش این معاملات در بازه‌های اعلامی می‌تواند تا حدود ۷۵۰ میلیون دلار برسد. سازمان ترامپ گفته این معاملات توسط مدیران ثالث انجام شده، اما مسئله اخلاقی همچنان باقی است؛ اینکه رئیس‌جمهوری که سیاست‌هایش می‌تواند بر سهام شرکت‌های فناوری، دفاعی، بانکی و انرژی اثر بگذارد، نباید هم‌زمان چنین منافع مالی گسترده و فعالی داشته باشد.
۲. خانواده ترامپ؛ تبدیل نام خانوادگی به ماشین درآمدزایی
در مورد خانواده ترامپ، حوزه کریپتو و رمز ارز به یکی از روشن‌ترین نمونه‌های تبدیل قدرت سیاسی به منفعت اقتصادی بدل شده است. رویترز در گزارش تحقیقی خود نوشت خانواده ترامپ فقط در نیمه نخست ۲۰۲۵ بیش از ۸۰۰ میلیون دلار از فروش دارایی‌های کریپتویی به دست آورده و علاوه بر آن، احتمالاً میلیاردها دلار سود تحقق‌نیافته یا «روی کاغذ» نیز داشته اند.
رویترز در گزارش روش‌شناسی خود نیز محاسبه کرده که سازمان ترامپ در همان دوره حدود ۸۰۲ میلیون دلار درآمد از پروژه‌های کریپتویی داشته است؛ رقمی که درآمد سنتی این خانواده از املاک، گلف و برندینگ را کاملاً تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. اینجا دیگر بحث یک کسب‌وکار خانوادگی معمولی نیست؛ خانواده رئیس‌جمهور در بازاری فعال شده که دولت او درباره مقررات، مشروعیت و آینده آن تصمیم می‌گیرد.
۳ . ایلان ماسک؛ الیگارش نزدیک به قدرت
ایلان ماسک نماد روشن الیگارشی نزدیک به ترامپ است؛ کسی که فقط یک کارآفرین ثروتمند نیست، بلکه بازیگری سیاسی با نفوذ مستقیم بر دولت و بازار است. رویترز گزارش داده ماسک برای کمک به پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ بیش از ۲۵۰ میلیون دلار هزینه کرده است؛ عددی که او را از یک حامی عادی سیاسی به سرمایه‌گذار بزرگ در بازگشت ترامپ تبدیل می‌کند.
از سوی دیگر، ثروت ماسک در همین دوره به سطحی کم‌سابقه رسید. فوربز در مه ۲۰۲۶ دارایی او را حدود ۷۸۲ میلیارد دلار برآورد کرده است. طبق گزارش بیزینس اینسایدر، ثروت او حدود ۷۲۲ میلیارد دلار برآورد می‌شود. نمی‌توان همه این افزایش را مستقیماً به ترامپ نسبت داد اما نمی‌توان هم‌زمانی نزدیکی سیاسی ماسک به دولت، قراردادهای عظیم شرکت‌هایش، نفوذ او در سیاست‌گذاری و جهش ارزش دارایی‌هایش را نادیده گرفت.
۴ . حلقه ثروتمندان اطراف دولت؛ کابینه و اقتصاد رفاقتی
دولت دوم ترامپ از همان ابتدا با حضور پررنگ میلیاردرها و مدیران بسیار ثروتمند شناخته شد. فوربز در گزارشی، کابینه ترامپ را ثروتمندترین کابینه تاریخ آمریکا توصیف کرده است؛ ترکیبی که نشان می‌دهد دولت او نه فقط از حمایت ثروتمندان برخوردار است، بلکه خود به محیطی برای حضور مستقیم ثروتمندان در تصمیم‌گیری عمومی تبدیل شده است.
این الگو فقط به کابینه محدود نیست؛ گزارش آسوشیتدپرس درباره معاملات سهام ترامپ یادآوری می‌کند که برخی شرکت‌های حاضر در سبد مالی او، از جمله شرکت‌های فناوری و دفاعی، مستقیماً از سیاست‌های دولت اثر می‌پذیرند. وقتی رئیس‌جمهور، خانواده‌اش، حامیان مالی و میلیاردرهای نزدیکش هم‌زمان در بازارهایی ذی‌نفع‌اند که دولت درباره آن‌ها تصمیم می‌گیرد، نام این وضعیت موفقیت اقتصادی نیست؛ این همان اقتصاد رفاقتی است که در آن نزدیکی به قدرت، خود به دارایی تبدیل می‌شود.
نوسان‌گیری سیاسی؛ از جنگ‌طلبی و تناقض‌گویی تا بازی با مذاکرات
ترامپ فقط در بازار حضور ندارد بلکه او خود به یکی از تولیدکنندگان اصلی نوسان در بازار تبدیل شده است. تفاوت او با یک سرمایه‌گذار عادی در این است که هر جمله، تهدید، عقب‌نشینی یا وعده او می‌تواند قیمت سهام، نفت، طلا، دلار و دارایی‌های پرریسک را جابه‌جا کند.
وقتی چنین فردی هم‌زمان دارای پرتفوی فعال مالی است، مسئله دیگر صرفاً مدیریت دارایی شخصی نیست؛ مسئله تبدیل قدرت سیاسی به اهرمی برای اثرگذاری بر بازار است. افشای هزاران معامله سهام در سه‌ماهه نخست امسال، آن هم در شرکت‌هایی که از سیاست‌های دولت او اثر می‌پذیرند، از همین زاویه نگران‌کننده است.
کارشناسان معتقدند که الگوی رفتاری ترامپ، بازار را نه با «ثبات» بلکه با «شوک» تغذیه می‌کند. او در موضوع تعرفه‌ها، جنگ تجاری، تهدید نظامی، تحریم، مذاکره و توافق، بارها با پیام‌های ناگهانی و تغییر موضع‌های سریع، سرمایه‌گذاران را از بازارهای پرریسک به پناهگاه‌های امن و دوباره به سمت ریسک سوق داده است.
همین الگو در مواجهه با ایران نیز تکرار شده است؛ یک روز از پیشرفت مذاکرات و نزدیک بودن توافق سخن می‌گوید، روز دیگر تأکید می‌کند عجله‌ای برای توافق ندارد و محاصره تا زمان امضای توافق باقی می‌ماند؛ یک روز از بازگشایی تنگه هرمز در چارچوب توافق حرف می‌زند، روز دیگر تهدید می‌کند اگر تهران با توافق مطلوب واشنگتن همراه نشود، آمریکا می‌تواند حملات را از سر بگیرد یا شدیدتر کند!
این تناقض‌گویی همان نقطه خطرناک است یعنی سیاست خارجی آمریکا به‌جای آنکه ابزار کاهش بحران باشد، به موتور تولید نوسان تبدیل می‌شود؛ نوسانی که مردم، مصرف‌کنندگان انرژی و اقتصادهای وابسته به واردات نفت هزینه آن را می‌پردازند. این رفتار از منظر اخلاق عمومی، چیزی جز فرسایش اعتماد، بی‌اعتنایی به مسئولیت سیاسی و تبدیل جنگ، مذاکره، تحریم و صلح به ابزار منفعت خصوصی و حلقه نزدیک قدرت نیست.


نظرات شما