ایرانیان جهان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
از روز شنبه هفته گذشته (20 تیر 1405، 11 جولای 2026) تا امروز (دوشنبه 29 تیر، 20 جولای 2026)، درگیری نظامی میان ایران و دشمن، به طور پیوسته برای مدت 10 روز ادامه داشته است. شدت زد و خوردها حکایت از آن دارد که احتمالاً تهران سطح ضربات را به جنگ تمامعیار خواهد رساند. آمریکا با تمرکز بر جنوب ایران، حرکت به سمت زیرساختها، هدفگیری پادگانها و استفاده از مهمات سنگینتر قصد داشت رعبافکنی کمسابقهای را رقم بزند که در مقابل، ایران پابهپای این کشور بازی را ادامه داده و با افزایش حجم پرتابهها، دقت، انتخاب اهداف حساس، دوردست و وارد دایره کردن زیرساختها، قدرتافکنی تازهای در برابر دشمن ترتیب داد.
دشمن آمریکایی باهدف قرار دادن فرودگاه نظامی بندرعباس و پادگان بمپور در سیستان و بلوچستان، زد و خوردها را از انهدام تجهیزات به درگیریهای خونین مبدل ساخت و ایران نیز با حملات خود چندین نظامی آمریکایی و عناصر تروریستهای مرتبط با آن را کشت تا این موازنه برقرار شود. همزمان با تلاشهای آمریکا برای تعریف محور برای حملات زمینی به شکل عملیاتی، ایران میکوشد محورهای مشابهی را در برابر نقاط استقرار دشمن، ایجاد کند.
تمرکز حملات ایران
حملات هوایی ایران به نقاط استقرار و منافع آمریکا از شکل واکنشی خارج شده و تهران فارغ از حملات واشنگتن به کشور، به این اهداف حمله میکند. تمرکز اصلی این حملات به ترتیب بر روی سه دولت کویت، اردن و بحرین قرار دارد که هر روز و روزانه چند نوبت شاهد حملهاند. در دور جدید درگیریها، گرچه عمان وارد دایره هدفگیری ایران شده و عربستان از حملات مستقیم مصون مانده است، اما سعودیها پس از اشتباه در قضایای یمن، از سوی این کشور مورد حمله موشکی قرار گرفتند؛ ازاینرو در اصل تنها تفاوت این دور از زد و خوردها نسبت به دو جنگ 12 و 40 روزه خارج ماندن فلسطین اشغالی از درگیریهاست. به نظر میرسد این قضیه هر روز در حال فرسایش است، بهگونهای که روز گذشته ایران نقطهای چسبیده به مرزهای فلسطین اشغالی را هدف قرار داد تا خواب راحت را از چشمان صهیونیستها برباید. اسرائیل کاتص، وزیر جنگ رژیم که پیام را دریافته بود، بلافاصله پس از این حمله، تهدید کرد در صورت هدف قرارگرفتن فلسطین اشغالی، تلآویو پاسخ خواهد داد.
کویت
اگر در جنگ 12 روزه بیشترین پرتابهها به فلسطین اشغالی شلیک شد و در جنگ 12 روزه، امارات اینگونه بود، در درگیریهای اخیر، کویت به مقام اول رسیده است. دلایل این اتفاق در ادامه آمده است:
1- انهدام نزدیکترین نقطه
کویت در جنگ 40 روزه یک نقطه اصلی در حملات هوایی بود. فاصله نزدیک به ایران این اجازه را به جنگندههای آمریکایی میداد تا سوخت کمتری بارگیری کرده و مهمات بیشتری حمل کنند. کاهش زمان پرواز به این معنا بود که فرسایش جنگندهها کاهش یافته و آنها میتوانستند برای بازه زمانی بیشتری در عملیات حضور داشته باشند. حملات به کویت به منظور از بین بردن امکان استقرار مجدد هواگردهای آمریکایی و گرفتن انتقام وقایع جنگ 40 روزه است.
2- مبدأ حمله زمینی
آمریکا برای حمله زمینی به ایران 5 محور را در نظر دارد؛ خوزستان، جزیره خارک، جزایر سهگانه، سواحل شمال تنگه هرمز در بندر عباس و بندر چابهار. مشخص نیست آمریکا به کدام محور حمله خواهد کرد، اما در هر صورت، مبادی آن باید تضعیف شوند. کویت یک مبدا برای ورود زمینی به خوزستان و جزیره خارک به وسیله بالگرد و هواپیماهای ترابری است. از این رو محل نگهداری بالگردها، آشیانهها و باندها مورد حمله قرار میگیرند.
3- مبدأ شلیک مهمات زمین پایه
ذخایر مهمات دقیق هواپرتاب آمریکا بر اثر استفاده مکرر تضعیف شده و دشمن روی به افزایش شلیک مهمات دقیق زمین پایه آورده است. ایران در چند نوبت با کسب اطلاعات دقیق به پرتابگرها و محل ذخیرهسازی راکتها و موشکهای نیمهبالستیک در کویت حمله کرده است.
اردن
اردن بازیگری مهم است که از همان دور اول درگیریها در عملیات وعده صادق-1 در بازی حضور داشت. اهمیت آن در دفاع دشمن از فلسطین اشغالی و کریدور هوایی به سمت ایران است که اخیراً یک عامل دیگر به آن افزوده شده است.
1- تجمع قوای آمریکا
آمریکا با انتقال رژیم صهیونیستی به حوزه سنتکام نشان داد احتمال دارد توجه خود برای فعالیت نظامی را بیشتر از گذشته به فلسطین اشغالی معطوف کند. واشنگتن در پیامد جنگ طوفان الاقصی، با استقرار در پایگاه الصفد در شمال و کریات گات در نزدیکی مرزهای غزه، حضور نظامی یگانی و پایگاهی در سرزمینهای اشغالی را شروع کرد.
2- پاکسازی مسیر زمینی به سوریه
آمریکا چند پایگاه در شرق سوریه در اختیار دارد که گرچه تعداد سربازان آمریکایی در آنها کم است، اما تعداد زیادی مزدور در اطراف آنها استقرار دارند. مزدوران و قبایل محلی به همراه تروریستهای فراری از سایر نقاط سوریه در این پایگاهها آموزشدیده و مسلح میشوند و سپس با هدایت آمریکا، لایههای دفاعی متعددی در اطراف آنها ایجاد میکنند. اگر آمریکا 2 تا 4 هزار سرباز در سوریه دارد، تعداد بیشتری مزدور و تروریست مسلح همراه آنها هستند. محور مقاومت در شرایط کنونی نیاز به عبور از این پایگاهها دارد. دشمن در حال تحریک جولانی برای حمله به لبنان است. در این صورت، مقاومت که در حال درگیری با رژیم صهیونیستی در جنوب است، باید با جولانی در شرق مواجه شود. مقاومت تهدید کرده در این صورت بلافاصله حملات موشکی - پهپادی از ایران آغاز شده و نیروهای عراقی از شرق وارد سوریه خواهند شد. برای ورود این نیروهای زمینی، باید زمینهسازیهایی صورت گیرد. بر روی زمین، پایگاههای آمریکا با هزاران نیرو و تجهیزات سنگین در شرق، اولین مانع هستند. دومین مانع، حضور هوایی آمریکاست. پایگاههای هوایی آمریکا در اردن، وظیفه پوشش هوایی بر فراز سوریه را برعهده دارند و حمله به آنها، امکان عملیات هوایی در سوریه را کاهش میدهد. همچنین تضعیف پایگاههای آمریکا در سوریه و اردن، بهطورکلی این تهدید را درون خود دارد که در صورت واکنش به ورود زمینی گروههای عراقی به سوریه، بخشی از آنها به سمت اردن منحرف خواهند شد تا به پایگاه تضعیف شده آمریکا ضربهای بزنند.
3- ایجاد کریدور هوایی به سمت فلسطین اشغالی
اردن به دلیل مجاورت با سرزمینهای اشغالی و امنیت بالا برای آمریکا، اصلیترین لایه خارج از سرزمینهای اشغالی برای دفاع از این سرزمین است. هدف قرار دادن جنگندهها و پهپادها در اردن، امکان شناسایی و انهدام محل پرتاب پهپادها و موشکها از عراق را دشوار میکند. تخلیه موشکهای رهگیر پاتریوت نیز عبور موشکهای بالستیک و کروز را تسهیل میکند.
بحرین
بحرین بازیگری پرادعاست که بیش از هر چیز در حال مواجهه با تبعات اقدامات خود است.
1- عدم بازسازی قوای دریایی
بحرین مرکز اصلی استقرار ناوگان آمریکا در خلیجفارس در قالب ناوگان پنجم دریایی بود. ایران در حال بالابردن تخریبها در این محل است تا آمریکا در صورت بروز هر تحول، قادر به احیای فوری آن نباشد.
2- اهمیت اقتصادی پایین
بحرین برخلاف دیگر دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیجفارس، فاقد اهمیت در بازار انرژی، میزبانی از مراکز مالی و تجارت است. ازاینرو تهاجم به آن تبعات کمتری از نظر فشارهای بینالمللی دارد. هدف ایران اما کنارزدن فشارهای بینالمللی نیست؛ چه اینکه تهران به دولتهای اصلی حمله کرده است. آنچه ایران مدنظر دارد، درک بحرین از وضعیت شکننده خود است. منامه که فاقد بسیاری از عناصر قدرت است، گاهی در ظاهر از سعودی و امارات خود را تندتر نشان میدهد.
3- دورنمای سقوط حکومت
اکثریت بحرین شیعه بوده و دیگر گروهها، بومی بحرین نیستند. برخی در دهههای اخیر و بعضی در سالهای گذشته وارد این منطقه شدهاند. انهدام پایگاههای آمریکا در این منطقه همزمان با حملات به تأسیسات نظامی در خاک دیگر دولتها، به این معنی است که در صورت بروز قیام مردمی دیگری در بحرین، امکان مقابله با آن همانند گذشته وجود نخواهد داشت.
نکات
1- موشکهای میان برد ایران که برای هدف گیری نقاط دوردست منطقه مورد استفاده قرار میگیرند، در دوره جدید شاهد دو پیشرفت بودهاند؛ بالا رفتن دقت و همچنین ضریب عبور از سامانههای پدافندی. این بالا رفتن دقت البته منحصر به اصابت دقیق به یک نقطه نیست، بلکه بخشهای مهمتری از پایگاهها در حال انهدامند. این دقت که نشاندهنده اشراف اطلاعاتی و شناخت بخشهای مختلف یک پایگاه و جابهجاییهای آن است، تعجببرانگیز بوده است. این باعث شده آمریکا ادعا کند احتمال دارد چین و روسیه در این باره در حال همکاری با ایران باشند. در خصوص عبور تعداد بیشتری از موشکها دو احتمال وجود دارد؛ استفاده از موشکهای جدیدتر و پیشرفتهتر و دوم، کاهش شدید در ذخایر موشکهای رهگیر دشمن. استفاده از موشکهای جدیدتر، الزاماً بهمنظور تغییر همه اجزای موشک نیست، بلکه ایران با ارتقای کلاهک یا نصب کلاهکهایی که جدیداً طراحی شدهاند، این تغییر را رقم میزند. این امر نشان خواهد داد برنامه تسلیحاتی ایران تا چه میزان منعطف و سریع است و بهسرعت با فراگیری درس از هر دور درگیری، بهسرعت تسلیحات خود را بهروزرسانی میکند. دومین مسئله به کاهش ذخایر موشکهای رهگیر مرتبط است که دشمن در جنگ 12 روزه، 40 روزه و درگیریهایی که درطول آتشبس و تفاهمنامه اولیه رخ دادهاند، بخش بزرگی از آنها را مصرف کرده است.
2- حملات ایران با افزایش اشراف اطلاعاتی و دقت سلاحها، در حال خونینتر شدنند. کشته شدن 2 سرباز آمریکایی در اردن و 9 عضو گروه تروریستی کومله در سلیمانیه در اقلیم کردستان عراق که حاصل وجود اطلاعات لحظهای و دقت بالاست، این روند را نشان میدهد.
3- بهموازات مطرح شدن گزینه حمله زمینی دشمن به ایران، تهران نیز در حال نمایش گزینه های زمینی خود است. حمله زمینی از سمت عراق و لبنان به سوریه درحالی که حملات هوایی جریان خواهد داشت، تصرف کویت و حتی احتمال حمله از عراق به نجد و از یمن به حجاز در عربستان سعودی، از جمله این گزینهها هستند.
4- یکی از سناریوها حمله همهجانبه زمینی به فلسطین اشغالی است که محور جنوبی با یمنیهاست. یمن با فلسطین اشغالی دو هزار کیلومتر فاصله دارد، اما گفته میشود در این حمله، یمنیها با حرکت از ساحل تهامه در زمین و با قایقها از طریق دریای سرخ، به جنوب سرزمینهای اشغالی میرسند. از سوی دیگر، ایلات همزمان با رسیدن یمنیها، از سمت اردن و شبهجزیره سینا مورد هجوم مبارزان قرار میگیرد تا شرایط مهیای ورود نیروی بزرگتر یمنی شود. آنچه در اینجا اهمیت دارد، افشای وجود حملات هوایی در چنین عملیاتی است. حمله موشکی روز گذشته ایران به بندر عقبه اردن که در مجاورت بندر ایلات قرار دارد، صدور این پیام بود که احتمال دارد همزمان با حملات همهجانبه زمینی به وسیله گروههای مقاومت، قبایل منطقه و هستههای خفته مقاومت از لبنان، سوریه، عراق، اردن و شبه جزیره سینا، تهاجم از هوا نیز در دستور کار قرار گیرد.
نمایش این توانمندی ازآنرو اهمیت دارد که یکی از کارتهای فشار آمریکا در شرایط کنونی علاوه بر تهاجم زمینی یا انهدام زیرساختها، احتمال ورود مجدد رژیم صهیونیستی به جنگ است. پس حمله به عقبه که باعث فعالشدن سامانههای پدافند موشکی رژیم شد، تهدید صهیونیستها به آغاز مجدد حملات موشکی به سبک گذشته نیست، بلکه باید روی موج تهدیدهای تهاجم زمینی در منطقه دیده شود.
5- با هدفگیری نقاط مهم پایگاههای آمریکا، حتی در دوردستترین نقاط منطقه و ضربه به پدافند دشمن با نابودی رادارها و کاهش ذخایر موشکهای رهگیر، دشمن دو راه دارد؛ بازگشت به مذاکره برای توقف درگیری و دوم، حرکت به سمت استفاده از کارتهای دیگر برای پوشش این نقاط ضعف. با این حال باید دید که آمریکا چگونه میخواهد این نقاط ضعف را پوشش دهد؛ پوشش مستقیم به این معنا که مشکل رهگیرها را حل کند یا پوشش غیرمستقیم که در آن آمریکا برای جلوگیری از برتری ایران، به برخی اهداف مهم تهاجم میکند. پوشش مستقیم به این معناست که شهرهای موشکی و پرتابگرها هدف قرار گیرند تا با کاهش شلیکها، کمبود ذخایر رهگیر جبران شود یا پوشش غیرمستقیم به این شکل که واشنگتن با تهدید به تشدید محاصره یا زدن زیرساختها، بخواهد تهران را وادار به کاهش شلیکها کند. واشنگتن در حرکت به هر دو مسیر مستقیم و غیرمستقیم با مشکل روبهروست، زیرا آمریکا فعلاً به دلیل هراس از آلودگی کریدورهای هوایی پیشین با هواگردهای خود وارد ایران نمیشود و این به معنای ادامه فعالیت آسانتر شهرهای موشکی و پرتابگرهاست. ازسویدیگر، در برابر حمله آمریکا به زیرساختها مانند آبشیرینکنها، پلها و تأسیسات برق، اماکن و تجهیزات مشابهی در خاک دولتهای حاشیه جنوبی خلیجفارس هدف قرار گرفتهاند.