ایرانیان جهان - جمهوری اسلامی / «نشانی موشکها درست بود؛ از مدرسه تا عروسی» عنوان سرمقاله در روزنامه جمهوری اسلامی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
جهان معاصر در عین حال که در عمل تابع قانون جنگل است در ظاهر قوانینی دارد که به عنوان دستورالعمل به تمام کشورهای عضو سازمان ملل و سایر مجامع بینالمللی ابلاغ و از آنها خواسته شده به این قوانین پایبندی نشان دهند. تناقض در این قوانین، چه به لحاظ نظری مانند وجود «حق وتو» برای 5 عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و چه به لحاظ عملی که هرجا قدرتهای سلطهگر بخواهند عمل میشود و هرجا نخواهند خلاف آن عمل میشود، زیاد است و به همین دلیل سازمانها و مجامع بینالمللی کاملاً از خاصیت افتادهاند و این قوانین هم فاقد تضمین هستند.
ازجمله قوانین تدوین شده ولی در عمل متروک، قانون مربوط به جنگ است. جنگ در عین حال که عامل ویرانی و قتل است مقرراتی دارد که هم مجامع بینالمللی آنها را وضع کردهاند و هم ادیان توحیدی بر آنها تأکید دارند. این مقررات شامل تمام مراحل جنگ از رعایت حقوق، جان و مال غیرنظامیان تا رفتار اخلاقی و انسانی با اسرا میشوند هرچند از پایبندی به آنها تقریباً خبری نیست.
در جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران که هنوز هم به شکلهای مختلف ادامه دارد، رفتار آمریکا و صهیونیستها دقیقاً در تضاد با قوانین بینالمللی بوده که هنوز هم ادامه دارد ولی رفتار ایران کاملاً منطبق بر قانون، اخلاق و ضوابط انسانی است. آمریکا کودکان را در مدرسه شجره طیبه میناب و سالن ورزشی لامرد به خاک و خون میکشد و زن و مرد و کودک 4 ساله را در مراسم عروسی در بندر کوهستک شهرستان سیریک به قتل میرساند و خانهشان را بر سر آنها و مهمانان خراب میکند و ایران با شلیک به اهداف نظامی پاسخ این جنایات جنگی را میدهد. این تفاوت عملکرد را نباید فقط در نامها خلاصه کرد، آنچه دو طرف ماجرا را به این رفتارهای متفاوت وادار میکند تفاوت آنها در برخورداریشان از خوی انسانی یا شیطانی است. ترامپ و مشاوران او در کاخ سفید و ارتش آمریکا با قتلعام دانشآموزان و حمله نظامی به مدرسه و ورزشگاه و خانهای که مجلس عروسی در آن برگزار بود، شرارت و خوی شیطانی خود را به نمایش گذاشتند درست مانند اسلاف خود در سال 1324 که هیروشیما و ناکازاکی را با بمبهای اتمی مورد حمله قرار دادند صدها هزار ژاپنی را قتلعام و چند نسل از مردم این دو شهر را گرفتار آسیبهای جسمی و روحی کردند. این رفتاها، زیر پا گذاشتن کامل قوانین بینالمللی، ضوابط اخلاقی و مرام انسانی است، اقدامی که مشابه آن را از نظر نسلکشی و جنایت جنگی در توطئه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در سه سال اخیر علیه مردم غزه، کرانه باختری و لبنان دیدیم و متأسفانه دولتها در برابر آن سکوت کردند.
آنچه موجب تأسف بیشتر است بیعملی سازمان ملل و سایر مجامع بینالمللی در برابر اینهمه جنایت و زیر پا گذاشتن قوانین بینالمللی و ضوابط اخلاقی و انسانی است. سازمان ملل حاضر نشد اصل تحمیل جنگ غیرقانونی توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران را محکوم کند. درباره جنایتهای میناب، لامرد و مراسم عروسی بندر کوهستک هیچ اقدامی نکرد. حمله تروریستی به بیت رهبری و به شهادت رساندن رهبر ایران و فرماندهان و شخصیتهای سیاسی را محکوم نکرد و در تمام این موارد به اظهار تأسف و دعوت طرفین به خویشتنداری و بازگشت به گفتگو اکتفا کرد. دبیرکل سازمان ملل هر ماه 30 هزار دلار حقوق از پولهائی که دولتها از جیب ملتها به عنوان حق عضویت به این سازمان میدهند دریافت میکند تا فقط اظهار تأسف کند! این سازمان و دبیرکل آن حتی در برابر قلدری که رئیسجمهور دیکتاتور آمریکا که قضات دیوان کیفری بینالمللی را به خاطر صدور حکم بازداشت نتانیاهو که مرتکب نسلکشی و جنایات جنگی شده تحریم کرد نیز هیچ اقدامی نکرد کمااینکه آدمربائی آشکار ترامپ در ونزوئلا و دزدیدن رئیسجمهور مادورو و همسرش را هم نادیده گرفت و اکنون که آنها 8 ماه است به صورت غیرقانونی در زندان ترامپ به سر میبرند هیچ اقدامی در حمایت از آنها انجام نداده است.
وضعیتی که امروز بر جهان حاکم است دقیقاً بازگشت به عصر حجر و قانون جنگل است. قطعاً نسلهای آینده حاکمان امروز جهان را به خاطر اینهمه بیعملی در برابر دیکتاتوریها و قانونشکنیها سرزنش خواهند کرد. وقت آنست که ملتها برای حاکم کردن قانون بر جهان به صحنه بیایند.