ایرانیان جهان - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی عظمایی، فرمانده نیروی دریایی سپاه که جانشین شهید تنگسیری شد، منشی ساده و روحیهای دلیرانه دارد. نیروهای تحت امر وی در روزهای اخیر با حمله به سه ابرنفتکش و دو کشتی کانتینربر، یک تشدید کمسابقه در فضای پس از جنگ انجام دادهاند. با این حملات هیچکسی نمیتواند ادعا کند تنگه هرمز باز است. مقامات ایران برای توصیف آنچه طی چند ماه گذشته از هرمز عبور کرده، از واژه قاچاق و حرکت دزدانه استفاده کردهاند که به مقدار کم و در حفاظتشدهترین مرزها و مناطق نیز انجام میشود. یکی از ابرنفتکشهای هدف قرار گرفته متعلق به عربستان سعودی است که یک نیمه آن در آتش سوخته است. سعودیها در پیامد حملات یمن به کشتیها و بنادرشان در دریای سرخ و حمله به خط لوله انتقال نفت به نام پترولاین که نفت را از شرق به دریای سرخ منتقل میکرد، علیرغم مخاطرات بار دیگر به سمت خلیجفارس حرکت کردند که ناکام ماندند. پیشازاین سناریویی مطرح شده بود که آمریکا قصد دارد کاروانی از ابرنفتکشهای سعودی به راه بیندازد و در صورت حمله به آنها، این تهاجم را به بهانهای برای تشدید تنش مبدل سازد.
بهموازات این سناریو، یک سناریوی دیگر، نمایش قصد تشدید برای منفعل ساختن ایران بود تا این ابرنفتکشها عبور کرده و آمریکا با استناد بر آن، باز بودن تنگه هرمز را نشان دهد. آنچه در نهایت رخ داد اقدام ایران و گسترش انسداد از نفتکشها به کشتیهای کانتینربر بود. این اقدام همچنین توجه دشمن آمریکایی و دولت سعودی را از سمت یمن به شمال و شرق عربستان منتقل میکند، زیرا در صورت تشدید از سمت ایران، مقاومت عراق نیز وارد شده و دیگر نمیتوان اقدام قابلتوجهی علیه یمن انجام داد. بااینحال اقدام علیه ایران نیز ساده نیست. گرچه سوخترسانها در العدید مستقر شدهاند، آشکار است که با ازسرگیری جنگ پایگاههای جنوب خلیجفارس غیرعملیاتی میشوند. پایگاه اردن در چند نوبت پس از جنگ ضرباتی سرنوشتساز خورد و با حمله به عقبه، پیامی محکم به تلآویو ارسال شد. در سمت دریا، شناورهای آمریکایی از جمله ناوگروه هواپیمابر ابتدا از ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتری به ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری رانده شده و حالا در ۷۰۰ الی ۸۰۰ کیلومتری سواحل مستقر است که این فاصله بر قابلیتهای عملیاتی آن برای حمله به عمق اثر میگذارد. گرچه دشمن میخواهد گزینه حمله زمینی را فعال کند، اما در عملیات از هوا محدود شده است.
نکات
1. ابرنفتکشها به طور متوسط ۲ میلیون بشکه نفت حمل میکنند. این عدد بیش از تولید روزانه یازدهمین، دوازدهمین و سیزدهمین تولیدکنندگان بزرگ دنیاست. در سال ۲۰۲۵، قزاقستان، مکزیک و نروژ روزانه 1.8 میلیون بشکه تولید کردهاند. در تولید، یک کشور تمام یا بخشی از نفت حاصل شده را مصرف میکند. در میان صادرکنندگان این عدد برابر با صادرات برزیل بهعنوان پنجمین کشور در لیست است و بیش از صادرات ایران، کویت و نیجریه به حساب میآید. یک مقیاس دیگر برای فهم بزرگی آن، تبدیل حجم مزبور به کامیونهای تانکردار است. هر تانکر عددهایی مانند ۲۱، ۲۶، ۳۳ تا ۴۲ هزار لیتر را حمل میکند. در این مقایسه کوچکترین و بزرگترین مبنا قرار میگیرند. ازآنجاکه هر بشکه استاندارد نفت ۱۵۹ لیتر گنجایش دارد، ۲ میلیون بشکه معادل ۳۱۸ میلیون لیتر است. برای حمل این میزان ۱۵ هزار و ۱۴۲ کامیون تانکردار ۲۱ هزارلیتری یا ۷ هزار و ۵۷۱ تانکر ۴۲ هزارلیتری نیاز است. در ارزش محموله، باتوجهبه میانگین قیمت ۱۰۰ دلار برای هر بشکه، ارزش محموله ۲۰۰ میلیون دلار بوده و اگر قیمت ۱۵۰ دلار بازار فیزیکی مبنا باشد، ارزش به ۳۰۰ میلیون دلار میرسد. علاوه بر ارزش محموله قیمت ابرنفتکش هم دست کمی از ارزش محموله ندارد. این قضیه اما به جهت رخدادن یک اتفاق شگرف در بازار جهانی باید جداگانه بررسی شود.
2. هدف قرارگرفتن پیدرپی نفتکشها در تنگه هرمز، دریای سرخ و دریای سیاه، باعث شده تا قیمت نفتکشهای دستدوم از نو جلو بیفتد. در هفتههای اخیر چند ابرنفتکش ساخت ۲۰۱۶ که حالا ۱۰ سال سن دارند به قیمت ۱۵۰ میلیون دلار فروخته شدند، درحالیکه نمونههای نو ۱۳۵ میلیون دلار قیمت دارند. البته در خصوص ابرنفتکشها باید دانست چیزی مانند یک ابرنفتکش نو «غیرسفارشی» وجود ندارد که همانند خودروهای تازهساخت برای یافتن مشتری در نمایندگیها و فروشگاههای خودرو پارک شده باشند. ابرنفتکشها بدون دریافت سفارش ساخته نمیشوند. سفارشها نیز معمولاً زمانبر هستند.
ازاینرو قراردادهایی با تحویل ۵ تا ۱۰ سال نیز در بازار ابرنفتکشها رایجند. اگر شرکتی راضی شود نفتکشی را که مدتها قبل بر مبنای نیاز خود و با پیشپرداخت بفروشد، اتفاقی که کمتر رخ میدهد، قیمت از ۱۳۵ میلیون دلار بالاتر میرود. یک نفتکش جدید متعلق به جورج پروکوپیوس، میلیاردر یونانی که مالکیت شرکت Dynacom را دارد، با شرط «تحویل فوری»، ۲۰۰ میلیون دلار فروخته شده است. همچنین یک ابرنفتکش برای تحویل در ماه جاری میلادی (اکتبر) ۱۶۹ میلیون دلار قیمتگذاری شده است. الکساندر ساوریس که مدیرعاملی شرکت کشتیرانی بلژیکی CMB Tech را برعهده دارد و در خلیجفارس هم فعالیت میکند در این باره میگوید: «۵۰ سال دیگر، وقتی درباره سال ۲۰۲۶ صحبت کنیم، از این دوره یاد خواهیم کرد. این واقعاً خارقالعاده است. فکر نمیکنم در طول عمرم دوباره چنین بازاری ببینم. این یک اتفاق یکنسلی است.» علاوه بر نابودی تعداد زیادی نفتکش در سال ۲۰۲۶ و گیرافتادن بسیاری از آنها در پشت تنگه هرمز، این قضیه تنها عامل افزایش قیمتها نیست بلکه موضوع مهم دیگری نیز در افزایش تقاضا و به تبع آن قیمت مؤثر است.
شرکتهای خصوصی در درگیریها احتیاط بسیار زیادی دارند و این باعث شده دولتهای حاشیه جنوبی خلیجفارس مانند کویت و امارات، برای رهایی از خواستهها و احتراز این شرکتها، روی به مالکیت مستقیم بیاورند. پیشازاین، دولتهای فروشنده و یا خریداران، نفتکشها را بهراحتی اجاره میکردند؛ اما باتوجهبه بالارفتن ریسک، نرخ بیمه و اجاره، این دولتها به سمت خرید مستقیم ابرنفتکشها حرکت کردهاند تا آنها تحت اراده دولتی اقدام کنند. در این صورت نیازی به پرداخت نرخهای بالای بیمه و اجاره نیز نخواهد بود. نرخ حملونقل به میزانی بالاست که هزینه حملونقل با یک ابرنفتکش طی ۶ ماه به ۱۰۰ میلیون دلار میرسد. این عدد معادل ۷۴ درصد قیمت خرید یک نفتکش یا ۵۰ تا ۶۰ درصد نفتکشهای جدید با فروش فوری است. به عبارتی دیگر در کمتر و یا در همان یک سال، هزینه حملونقل برابر با خرید خود نفتکش خواهد بود. این مسئله نشان میدهد تحول در سیاست دولتهای خلیجفارس از یک منطق اقتصادی پیروی میکند که ضربه به آن نیازمند ازبینبردن دلایل آن است.
3. دولتهای خلیجفارس برای خرید نفتکشها منطقی دارند که بر مبنای بازگشت سریع سرمایه خرید طی چند ماه است. ازسویدیگر این کشتیها بدون نیاز به تجدید ارزیابی و تنظیم قرارداد با شرکتها و بندهای مرتبط با تحولات که حرکت را در شرایط بحرانی متوقف میکند، بهسرعت راهی بازارهای جهانی میشوند. البته این نفتکشها به دلیل انسداد تنگه قادر به ورود و خروج نیستند و دولتهای عربی با هدایت و عاملیت امارات نفت خود را با عملیاتی پیچیده خارج میکنند. نفت بهجای انتقال به ابرنفتکشها در کشتیهای قدیمی، کوچک و مستهلک شده که ارزشی ندارند بارگیری میشوند تا از تنگه عبور کرده تا در بیرون از آن محموله خود را به ابرنفتکش منتقل کنند. این اقدام چند مزیت برای این دولتها دارد. این کشتیها بسیار کوچک هستند و شناسایی و هدفگیریشان دشوارتر است. بهعنوان نمونه بهجای یک پهپاد که میتواند ابرنفتکشی را از کار بیندازد، باید ۵ تا ۱۰ پهپاد به سمت همین تعداد از کشتیهای کوچک پرتاب کرد که کسری از نفت یک ابرنفتکش را حمل میکنند.
این کشتیها به دلیل کوچکی و حرکت چسبیده به سواحل کمتر دیده میشوند، شناسایی و ضربه به آنها تجهیزات و تمرکز چندبرابری میخواهد و از طرفی به دلیل مستهلک بودن کشتی و حجم کم محموله، ارزش کمی نسبت به ابرنفتکش دارند. ایران برای معکوسکردن منطق اقتصادی این روش بهتدریج هدفگیری را روزانه کرده و در هر روز به چند فروند کشتی حمله میکرد، اما قیمتهای بالای نفت و نیاز این دولتها به فروش تحت هر شرایطی باعث شدند تا این روش در کوتاهمدت مؤثر واقع نشود. این قضیه ازآنرو اهمیت داشت که امارات با دلبستن به این روش از پذیرش توافق ایران و عمان در خصوص ترتیبات تنگه هرمز سرباز زد و دیگر دولتها را هم به آن واداشت. ازسویدیگر اماراتیها به آمریکا پیام دادند که عبور نفت بدون توافق با ایران امکانپذیر است. این امر یکی از عوامل تشجیع ترامپ در اظهارات و رفتارهای سیاسیاش بود. ایران سه راه پیش روی خود داشت؛ ادامه هدفگیری همان کشتیهای کوچک و تداوم آن برای چند ماه تا بالاخره اثرش را بگذارد که این زمان از انتخابات آمریکا فراتر میرفت و سرعت ایران را در جنگ تابآوری میکاست.
همزمان با آمریکا، ایران نیز به دلیل محاصره دریایی تحتفشار قرار دارد و این یک مسابقه تابآوری است تا در نهایت یک بازیگر زودتر طاقتش تمام شود. برایناساس راههای دوم و سومی هم مدنظر قرار گرفتند. یکی از این حرکات هدفگیری تولید و خطوط انتقال نفت بود و راهکار بعدی، حمله به ابرنفتکشهای خارج از تنگه که برای این کشتیهای کوچک بارگیری میکردند. حمله به خطوط تولید به دلیل آنکه خاک یک دولت هدف قرار میگرفت مخاطراتی داشت و از سویی فرصت بازیابی را از دشمن میگرفت که میتوانست باعث خشم و حرکت تند آن گردد. بااینحال این روش نیز تا حدی و بهوسیله یمن و مقاومت عراق پیگیری شد. در مقابل هدفگیری نفتکشها در خارج از خاک دولتها، اقدامی منعطفتر نسبت به حمله علیه خاک آنها به حساب میآمد.
4. صادرات نفت و گاز روسیه به چین و همچنین صادرات مشابه از کانادا به آمریکا بهوسیله خطوط لوله امکانپذیر است. همچنین فروش نفت نروژ و یا انگلیس به بازارهای داخلی و اروپایی را میتوان با نفتکشهای کوچک انجام داد، اما در خلیجفارس به دلیل ضرورت سفر اقیانوسی برای دسترسی به شرق آسیا شناورهای سنگین لازم است. وابستگی صادرات انرژی منطقه به ابرنفتکشها به دلیل حجم بالای صادرات، دوری بازارها و تغییر خریداران باعث شده آنها طعمه خوبی برای انسداد هرمز و بالا نگهداشتن قیمت باشند. هدف قرار دادن ابرنفتکشها صادرات از منطقه را متوقف کرده، قیمت این شناورها را بالاتر برده و مجدداً بر نرخهای دخیل در حملونقل اثرگذارند.
5. حمله به ابرنفتکشها که به دلیل ارزش محموله و آتشسوزی وسیع خبرسازی بالایی دارند به جهان و افکار عمومی نشان میدهد تنگه هرمز مسدود بوده و نباید به سخنان ترامپ اعتماد کرد.
6. سنگاپور ادعا میکند دو کشتی کانتینربر با پرچم این کشور در روزهای ۱۳ و ۱۴ اکتبر در تنگه هرمز آسیب دیدهاند. این کشور آسیب را ناشی از برخورد پرتابه میداند، اما نیروی دریایی سپاه از آسیب به یک کشتی متخلف در پی برخورد با مین خبر داده است. روایت سنگاپوریها بر هدف قرار دادن عمدی استوار بوده و روایت ایران بر آسیب غیرعمدی ناشی از تخلف و عبور از منطقه غیرمجاز. اصل آسیب به کشتیهای کانتینری پیامدهایی دارد. هدفگیریها عمدتاً بر نفتکشها متمرکز بودهاند؛ هرچند میزان عبور همواره و در بهترین شرایط زیر ۱۰ درصد بوده است. آسیب به کشتیهای کانتینری گسترش دایره موضوعی اهداف از نفتکشها و شناورهای نظامی به دیگر کشتیهاست که میتواند دو معنا داشته باشد؛ مینریزی گسترده بهمنظور انسداد کامل بر هر رفتوآمد و دوم هدفگیری موردی کانتینربرها برای تقابل با طرح محاصره دریایی آمریکا علیه ایران که رفتوآمد هرگونه کشتی را شامل میشود.
7. هدف دشمن محاصره دریایی ایران با هدف درهم شکستن تابآوری داخلی جهت تسلیم و یا زمینهسازی برای تهاجم بعدی است که در هر دو تقریباً سرنگونی از طریق تغییر ماهیت یا ساقطسازی فیزیکی وجود دارد. برخی در این میان معتقدند گزینه تسلیم برای ونزوئلا وجود داشت، اما به دلیل قدرت و ظرفیت بالای ایران و احتمال بازیابی آن، دشمن تنها به سرنگونی سریع و تجزیه فکر میکند. در برابر این طرح، ایران محاصره دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیجفارس را پیگیری میکند، زیرا آنها برای آمریکا و جهان اهمیت دارند و ازسویدیگر خود ضلعی از تحریک واشنگتن به جنگ و اعمال محاصره هستند. در محاصره قرار دادن دولتهای عربی از سمت تنگه هرمز و دریای سرخ و فعالیت مقاومت عراق و یمن در سمت شمال به همراه حملات روزانه به زیرساختهای سعودی و حملات موردی ولی مهم به امارات، سرعت فرسایش این دولتها را بالا برده است. مسئله فقط به زیان مربوط نیست. ایجاد بیثباتی اقتصادی در این دولتها نیز میتواند به ناآرامی و زمینهسازی حمله محور مقاومت از بیرون منجر شود؛ مشابه همان نقشهای که برای ایران وجود دارد.
8. گزارشهایی از ادامه انتقال تجهیزات نظامی به خلیجفارس توسط آمریکا وجود دارد که بهوسیله کانتینربرها صورت میگیرد و این خود عاملی مشروعیتبخش برای حمله به چنین کشتیهایی است.