ایرانیان جهان - اهمیت پیروزی لولا داسیلوا در انتخابات برزیل تنها به این کشور نمی شود، بلکه با موازنه های قدرت در آمریکای لاتین و کل جهان مرتبط است.
به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه خبری المیادین نوشت که در مقطعی حساس از تحولات جهانی، که جنگ اوکراین، قدرتگیری راست گرایان پوپولیست در برخی کشورهای غربی، تشدید تنشهای نظامی در خاورمیانه، جنگهای تجاری میان آمریکا و چین و رقابت بر سر شکل نظام بینالملل آینده با یکدیگر تلاقی پیدا کردهاند، انتخابات ریاستجمهوری برزیل به رویدادی فراتر از یک رقابت سیاسی داخلی در بزرگترین کشور آمریکای لاتین تبدیل شد.
لولا داسیلوا توانست پس از رقابتی سرنوشتساز در دور دوم انتخابات با فلاویو بولسونارو، با کسب حدود ۵۱٫۸ درصد آرا در برابر ۴۸٫۲ درصد آرای رقیب خود، برای چهارمین بار غیرمتوالی به ریاستجمهوری برسد.
این مقاله پیامدهای منطقهای و فرا منطقهای نتایج این انتخابات را در موارد زیر برشمرد:
اول: مهار تغییرات ژئوپلیتیک در آمریکای لاتین
نتیجه انتخابات برزیل پس از سالی رقم خورد که تحولات آن بسیاری را به این باور رسانده بود که آمریکا بار دیگر ابتکار عمل را در آمریکای لاتین به دست گرفته است. اهمیت پیروزی لولا داسیلوا در این است که مانع از پیوستن بزرگترین کشور این قاره به اردوگاه آمریکا میشود؛ زیرا برزیل تقریباً نیمی از وزن اقتصادی و سیاسی آمریکای جنوبی را در اختیار دارد.
به این ترتیب آمریکای لاتین همچنان عرصه رقابت میان پروژههای منطقهای و بینالمللی باقی خواهد ماند و به منطقهای تبدیل نخواهد شد که جهتگیری راهبردی آن بهطور کامل به سود یک محورباشد.
دوم: شکست طرح هژمونی آمریکا
لولا داسیلوا یکی از برجستهترین مدافعان ایده جهان چندقطبی است و با بازگشت نظام بینالملل به الگوی سلطه انحصاری آمریکا مخالفت میکند. برزیل در دورههای پیشین ریاستجمهوری او تلاش کرد نقش گروه بریکس را تقویت کند و فضای بیشتری برای مشارکت قدرتهای نوظهور در مدیریت امور بینالمللی فراهم آورد.
از این رو، پیروزی لولا را میتوان پیروزی پروژهای بینالمللی دانست که هدف آن بازتوزیع قدرت در نظام جهانی است.
سوم: تقویت جایگاه بریکس
برزیل در کنار چین، هند، روسیه و آفریقای جنوبی، یکی از ارکان اصلی گروه بریکس به شمار میرود. با انتخاب مجدد لولا، بریکس همچنان برای اصلاح نظام مالی جهانی، گسترش نقش اقتصادهای نوظهور و یافتن سازوکارهایی با هدف کاهش وابستگی به نهادهای مالی سنتی غرب تلاش خواهد کرد.
چهارم: توقف سلطه راست گرایان پوپولیست بر آمریکای لاتین
انتخابات برزیل در شرایطی برگزار شد که موج راستگرایی در جهان رو به گسترش بود و نفوذ جریانهای پوپولیست محافظهکار، که از نظر سیاسی با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ارتباط دارند، افزایش مییافت. بولسونارو نماینده و ادامه دهنده همین گرایش در برزیل است.
لذا این نتیجه پیام روشنی دارد مبنی بر اینکه رقابت میان جریانهای وابسته به آمریکا و گروه های منتقد آن که ترجیح میدهند در سیاست خارجی خود تا حدی استقلال عمل را حفظ کنند، همچنان ادامه دارد و هیچیک از دو طرف هنوز پیروزی قطعی به دست نیاورده است.
پنجم: بروز جهان جنوب به عنوان بازیگری مستقل
نتیجه انتخابات برزیل همچنین از روندی گستردهتر در میان کشورهای جهان جنوب حکایت دارد؛ روندی که مشخصه اصلی آن، خودداری از پیوستن کامل به قطبیسازی فزاینده میان ایالات متحده و چین است.
برزیل در دوران ریاستجمهوری لولا تلاش کرده است خود را بهعنوان یک قدرت میانی بزرگ معرفی کند که میتواند بهطور همزمان با آمریکا، چین و روسیه همکاری داشته باشد و روابطی متوازن با اروپا، خاورمیانه، آفریقا و هند برقرار کند.
این مسئله بازتابدهنده گرایشی رو به رشد در میان شماری از قدرتهای نوظهور است که منافع خود را در پیوستن به یکی از اردوگاههای بزرگ جهانی نمیبینند، بلکه میکوشند از رقابت میان این قدرتها برای تقویت جایگاه مستقل خود در نظام بینالملل بهره ببرند.
از این منظر، مهمترین پیام پیروزی لولا آن است که بزرگترین کشور آمریکای لاتین همچنان در چارچوب پروژه چندقطبیگرایی باقی میماند و امید و تلاش کشورهای جنوب جهانی برای ایجاد حاشیهای از استقلال راهبردی در برابر قطبیسازی فزاینده میان قدرتهای بزرگ ادامه خواهد یافت.